23 . معرفه : حس تمدن انسانى مقتضى قيام به حاجتى است در مقابل اقدام ديگرى به حاجت او ؛ مثل آنكه نجارى در مقابل بنايى و غيرها واقع شود ؛ اما حس تدين كه به واسطه زحمات انبياء ( ع ) در بشر ايجاد شده ، مقتضى قيام به حاجت برادر و لو حاجتى در مقابل آن نبوده باشد و لذا ناموس عون بر قائمه همت عاليه انسانيت مقرر گرديده و حث و ترغيب به آن در شريعت مطهره فوق حد احصاء است . « 1 »
هامش
( 1 ) . در اين بخش به دو نكته اشاره مىفرمايند : نخست آنكه درك اين ويژگى در هر انسانى كه داراى عقل سليم است و خود را متمدن مىشمارد ، چنين اقتضا مىكند كه در برابر كسى كه نياز وى را بر طرف ساخته است ، كارى انجام دهد كه نياز ديگرى به آن بر طرف شود ؛ زيرا همان گونه كه پيش از اين اشاره شد ، اگر يك فرد هنرهاى مختلفى داشته باشد ، نمىتواند عهدهدار تمامى آنها شود و از سويى نيازهاى انسان محدود به يك يا دو نياز نيست ؛ بنابراين درك ويژگى تمدن ايجاب مىكند كه شخص در رفع نيازهاى جامعه به مقدار توانايى بكوشد و در برابر ارائه خدمات ديگران كه سبب بر طرف شدن نيازهاى او مىشود ، او نيز به سهم خويش خدماتى ارائه دهد .
نكته دوم آنكه علاوه بر حس تمدن كه سبب همكارى در بر طرف شدن نيازهاى اجتماع است ، حس تدين است كه پيامبران خدا ( ع ) آن را در بشر به وجود آوردهاند ؛ زيرا فطرت خداشناسى كه در هر انسانى وجود دارد ، توسط پيامبران خدا راهنمايى و به شيوه زندگى بهتر كه همان دين است هدايت مىشود ، تا آنجا كه به حس ديانت و تدين در بشر مىانجامد كه اقتضاى آن ، اقدام به رفع نياز برادر دينى است ؛ هرچند جنبه تعاونى نداشته و نيازى در برابر آن وجود نداشته باشد . اين نكته همواره در گفتوگوى انبيا با پيروانشان مشاهده مىشود :. . . إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ . . .( يونس ( 10 ) : 72 )
. . . مزد من ، تنها بر خدا است . . .
آنها در برابر اين اقدام مصلحانه و خدمات بىشائبه درخواست اجر و مزدى ندارند و تنها وظيفه خيرخواهانه سبب چنين حركتى است كه مسئله ناموس عون در اين مرحله بر همت عالى انسانى استوار است و انسانهاى و الا و خداجو هستند كه با درك اين وظيفه خطير ، انگيزهاى جز رضاى خدا در اقدام خويش ندارند ؛ چنانكه حضرت على ( ع ) خطاب به پيروان و مسلمانان زمان حكومتش مىفرمايد :