15 . معرفه : عمل را يك صورتى است به حسب عالم شهادت و يك صورت است به حسب عالم غيب ؛ چنانچه مىفرمايد :
« إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً »
يعنى كسانى كه مالهاى يتيمان را از روى ستمكارى مىخورند ، جز اين نيست كه مىخورند در باطنهاى خود آتش را ؛ پس خوردن مال مردم خصوصا يتيمان در اين عالم اگرچه موجب خشنودى عالم طبيعت ، لامسه و ذائقه و شامه و باصره و سامعه است در ظاهر ، ولى موجب سخط و غضب پروردگار است در باطن كه پيدا نشود مگر بعد از خروج از عالم شهادت به عالم آخرت . « 1 »
هامش
كيست كه به خدا « قرضالحسنهاى » دهد ، ( و از اموالى كه خدا به او بخشيده ، انفاق كند ، ) تا آن را براى او ، چندين برابر كند ؟
همچنين مىفرمايد :مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها( انعام ( 6 ) : 160 )
هركس كار نيكى بهجا آورده ، ده برابر آن پاداش دارد .
( 1 ) . همان گونه كه انسان در دنيا داراى بدن مادى است و اعمال بهوسيله اعضا و جوارح انجام مىشود ، در عالم برزخ روح با بدن برزخى است و همان گونه كه پيش از اين گذشت ، اعمال نيز دو چهره دارند : يكى متناسب با دنيا كه عالم شهادت است و چهره ديگر متناسب با عالم برزخ و آخرت است كه در مقايسه با دنيا عالم غيب به شمار مىآيد . بنابراين ظهور عمل در دنيا به هر شيوهاى كه انجام پذيرد ، واكنش مخصوص به خود را دارد و در عالم برزخ و قيامت صورت مخصوص به آن عالم را دارا است ؛ براى مثال حواس پنجگانه از خوردن مال لذت مىبرد ، ولى چهره ستمكارانه آن در ملكوت عمل ، آتش است كه در درون قرار گرفته و جلوه ملكوتى آن ، كه همان روح ستمكارى و تجاوز به حقوق انسانها است ، مورد غضب الهى است و انسان ستمكار به آتش ستمكارى خويش مىسوزد ؛ افزون بر اين ، غضب الهى كه منشأ آن ، طغيان ستمكار در برابر خداوند تعالى است ، عذاب دردناك ديگرى است ؛ چنانكه فرمود :وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً( نساء ( 4 ) : 10 )
و به زودى در شعلههاى آتش ( دوزخ ) مىسوزند .