بدن مقبور تا زمانى كه بدن متلاشى نشده براى تصفيه بدن و جذب نمودن جوهر صورت جسميه را به خود ؛ چنانچه حضرت صادق ( ع ) فرمودهاند « حتى يعود البدن الى حيث الروح » « 1 »
نكات
1 . آنكه تشريع غسل و حنوط و صلوه و كفن و دفن براى تجاذب ما بين روح و جسم ميت است و لذا ادراك فشار آب يا تابوت يا غيره مىنمايد ؛ بلكه فرمودهاند معصومين عليهم السلام كه روح التماس مىكند به غسال كه مدارا كند تا بدنش در حال غسل ؛ بلكه تشريع ديه براى قطع اعضاء آن شده و امر به تشييع و احترام موتى و وعده نمودن امام زمان
هامش
( 1 ) . در گذشته اين مطلب بيان شد كه ميان بدن و روح ارتباط تنگاتنگى وجود دارد ؛ زيرا تا بدن تكميل نشود ، آمادگى براى ايجاد روح پديد نمىآيد و روح به بدن تعلق نمىگيرد . از سوى ديگر تا روح ايجاد نشود ، نيازمندىهاى بدن برآورده نمىشود و اداره آن ميسر نيست . بنابراين بدن علت اعدادى در پيدايش روح و روح علت ايجابى براى تدبير شئون بدن است ؛ همان گونه كه به تفصيل بيان شد .
همچنين بهطور مشروح گفته شد كه ميان روح و صورت جسميه ملازمه وجود دارد و از آن به روح مجسم و جسم مروح تعبير شد . حال در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه وقتى روح از بدن جدا شد و اداره نيازمندىهاى آن را برعهده نگرفت ، وضع روح با بدن كه سالها با آن در ارتباط بوده است چگونه خواهد بود ؟
مىفرمايند : با اين همه ، روح علاقه خود را از بدن تا زمانى كه متلاشى نشده و از بين نرفته است ، حفظ مىكند و به فرموده ايشان ، تا زمانى كه بتواند جوهره صورت جسميه بدن را به خود جذب كند ، همچنان به اين علاقه ادامه مىدهد ؛ چنانكه معصوم ( ع ) فرمود :
حتى يعود البدن الى حيث الروح
آنچه از اين بيان مقصود است ، اصل بدن نيست كه به شخصيت روح بازگردانده مىشود ؛ بلكه مراد از آن ، صورت جسميه است كه از آغاز جدا شدن روح بهگونهاى همراه با روح است كه به آن بدن برزخى و مثالى مىگويند و اين ارتباط براى جذب كامل آن است .