تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
هامش
با توجه به آنچه بيان شد ، اگر از انسان بپرسند پروردگارت كيست ؟ بدون ترديد و تأمل بگويد : « اللّه جل جلاله ربى » و چون از يگانگى و يكتايى حق سؤال شود ، به‌طور قطع پاسخ دهد : « لا إله الا اللّه » و چون از عينيت صفات حق با ذات پرسيده شود ، آيات آخر سوره حشر را بخواند كه گوياى صفات حضرتش است و يا مضامين آن را در پاسخ ارائه دهد و براى آنكه اين معارف ملكه وى گردد ، بايد به آنها آگاهى كامل داشته باشد و آن آيات را بخواند و مداومت كند ؛ به‌ويژه در سحرها آن‌گاه كه با خدا راز و نياز مىكند ، تا اينكه ملكه روح شود و با خدا انس گيرد ؛ چنان‌كه فرمود : أنا جليس من ذكرني ( كلينى : كافي ، ج 2 ، ص 496 ) من همنشين كسى هستم كه مرا ياد مىكند . دومين ماده امتحانى در مرحله اول ، پرسش از مقام نبوت و ولايت است . هنگامى كه از حقيقت نبوت عامه ، خاصه ، ولايت مطلقه الهيه و ولى مطلق او سؤال مىشود ، مىتوان از آيات قرآن استمداد جست و خليقه اللّه را كه از آدم ابو البشر عليه السلام در زمين منظور بوده است و انبياء اولوالعزم چون حضرت نوح و حضرت ابراهيم و حضرت موسى و حضرت عيسى و حضرت محمد رسول اللّه باشند و ساير انبياى عظام مورد توجه قرار دهد و بگويد :إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ( مائده ( 5 ) : 55 ) سرپرست و ولى شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‌اند ؛ همانا كه نماز را بر پاى دارند . و در حال ركوع ، زكات مىدهند . همچنين هنگامى كه از شخص نبى مكرم و ولى معظم خدا سؤال شود ، با كمال اطمينان عقيده خود را ابراز كند و معرفت خود را به مقام نورانيت و اولوالامرى آنان تقديم دارد و بداند كه آنان نخستين مقربان درگاه احديتند ؛ چنان‌كه رسول خدا ( ص ) فرمود : أوّل ما خلق اللّه نوري ( بحار الانوار ، ج 1 ، ص 97 ) قرآن نيز مىفرمايد :ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ( احزاب ( 33 ) : 40 ) محمد ( ص ) پدر هيچ‌يك از مردان شما نبوده و نيست ؛ ولى رسول خدا و ختم‌كننده و آخرين پيامبر است ؛ و خداوند به همه چيز آگاه است . همچنين بگويد على ولى خدا است ؛ چنان‌كه رسول خدا ( ص ) فرمودند : من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه ( كافى ، ج 1 ، ص 420 )