42 . غيرت گاهى راجع به مقام شارعيت است كه نسبت به مقام حقتعالى ، علم است به مفاسد امور و افعال ؛ ولى چون مقام نبوت كشف فرمايد ظاهر شود در نفس مقدس او تحريم آن و انشاء زجر و به اعتبار اندكاك انيت آن جناب در جنب انيت حق ، صحيح است گفته شود : « ان اللّه غيور و لغيرته حرم الفواحش » « 1 »
هامش
ذات و صفات كه مراد از آن ، عينيت ذات با صفات است ، و گاه مراد از غيور بودن ، بيگانگى ذات اقدسش از تعدد است ؛ يعنى ذات اقدس او يگانه و يكتا است و شريك و مثلى ندارد ، و گاه مراد از آن ، بيگانگى استقلال ما سوى اللّه در ظهور است ؛ يعنى جز او و حقيقت او ظهورى وجود ندارد و اين كثرات همه به وجود او ظاهرند ؛ چنانكه قرآن مىفرمايد :اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ( النور ( 24 ) : 35 )
خداوند نور آسمانها و زمين است .
همچنين از اينكه مىگويند :« غيرتش غير در جهان نگذاشت » ،اين معنا را اراده كردهاند :كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله الا هوهاتف اصفهانى
همه موجودات عالم ، آويختگان به ريسمان مشيت اويند كه اگر نازى كند از هم فروريزند قالبها ؛ چنانكه گفته شده است :
ليس فى الدار غيره ديار
يعنى تنها وجود مستقلى كه قوامش به ذات خود است ، وجود مقدس الهى است و ساير موجودات از خود استقلالى ندارند و مظاهر وجود حقتعالى هستند . امام على ( ع ) مىگويد :
الغيرك ظهور حتى استدل به عليه
آيا براى غير تو ظهور و استقلالى خواهد بود تا من به واسطه آن بر وجود او استدلال كنم ؟
پاسخ اين پرسش منفى است و اينگونه پرسشها را استفهام انكارى مىگويند ؛ يعنى نيست كه بر آن استدلال جويم .
( 1 ) . همچنين گاه منظور از غيرت نسبت به مقام شارعيت حقتعالى است كه مراد از آن ، علم بارىتعالى به مفاسد امور و افعال است ؛ ولى از آن جهت كه حضرت رسول ( ص ) و مقام نبوت آن را كشف مىفرمايد ، در خاطر آن حضرت به صورت تحريم آن امور و افعال ظهور مىكند . ازاينرو آنها را