2 . معرفه : به حكم تشبيه معقول به محسوس ، چون هر قائمه و ركنى در عالم ملك مركب است از اجزاء و درجاتى ؛ همچنين قائمه عرش اخوت نيز داراى اجزاء و درجاتى است ؛ ولى آنجا مركب از جسمانيات و اينجا متصف است به روحانيت . « 1 »
3 . معرفه : درجه اولى ، قبول هديه نمودن خصوصا اگر كم بوده باشد كشف كند از محبت و انسانيت ( فان الانسان لا يرد الاحسان ) و چون رد كند بدون جهت عقلايى ، دليل بر عدم انس و خروج از انسانيت و اتصاف به فرعونيت است ( لا يرد الاحسان إلا حمار ) و البته چنين كسى متخلق است به خلق الهى كه قبولكننده اعمال بندگان است ؛ اگرچه كم بوده باشد ( يا من يقبل اليسير و يعفو عن الكثير . ) « 2 »
هامش
ازاينرو مىفرمايد عرش قلوب متحده بر پايههاى صفات الهى قرار دارد كه خداوند تعالى براساس موهبت آنها را بر بندگانش عطا فرموده است ؛ چنانكه معصوم ( ع ) مىفرمايد :
تخلّقوا بأخلاق اللّه ( علامه مجلسى : بحار الانوار ، ج 58 ، ص 139 )
به اخلاق الهى متخلق شويد .
به بيان روشنتر ، يعنى با آراسته شدن به اخلاق الهى ، خود را بهوسيله ريسمان محكم الهى با خدا پيوند دهيد .
( 1 ) . همان گونه كه هر ستونى در اين جهان براى استقامت و پايدارى ساختمانى به كار مىرود و هر ساختمان اجزايى مانند پايهها براى استقامت دارد و نيز سقفى كه از موادى مانند سنگ ، آجر و ملاطى چون گچ و آهك و سيمان تهيه مىشود و در اندازههاى مختلف و در عين حال معين و مطابق طرح ، شكلى به خود مىگيرد و اين چيزى است كه در زندگى مادى آن را بهطور محسوس مىبينيم ، عرش اخوت نيز از امورى است كه درك آن جنبه معنوى و عقلانى دارد . حال براى آنكه اين امر معنوى شناخته شود ، آن را همچون محسوسات در نظر مىگيريم و مىگوييم : همان گونه كه ستونهاى مادى داراى اجزا و مراتبى است ، ستون و اساس عرش اخوت نيز داراى اجزا و مراتبى است ؛ ولى تفاوت ميان آن دو در مادى و معنوى بودن است ؛ يعنى ستونهاى مادى از مواد طبيعى و ستونهاى برادرى از معنويات تركيب يافته است .
( 2 ) . پيش از اين گذشت كه اساس و پايههاى عرش اخوت داراى درجاتى است .
اينك مىفرمايند : نخستين درجه از درجات آنكه نشانه آشكارى از وجود