هر قدر اى دل كه توانى بكوش »
بود محبوس طفل شيرخواره * به نزد مادر اندر گاهواره
مراد از روح قدسى است كه گرفتار مادر طبع شده ، و [ آن مادر ] او را شير از پستان خود - كه نبات و حيوان باشد - مىدهد كه به كمال مىرسد .
چنانكه در آيهى كريمه است :
« أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً »
؛ و المهاد [ يعنى ] الفراش اذا بسطه و هيّأ فيه من كلّ ما يحتاجوا فى تعيّش و تمتّعهم من المشروبات و المأكولات و الملبوسات و المركوبات به مقتضاى :
« خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً »
. [ حاجى ملا هادى سبزوارى متخلص به ] اسرار [ سروده است : ]
« دل مستمند حيران به هواى آب و دانه * ز حرمسراى شاهى به خرابه كرده خانه »
چو گشت او بالغ و مرد سفر شد * اگر مرد است همراه پدر شد
كه وقتى كه آن طفل « 1 » روح به سنّ بلوغ رسيد ، يعنى به علم و عمل پرداخت و در سفر من الخلق الى اللّه قدم زد ، به پدر خود كه عقل باشد چون عيسى روح اللّه رسد . و در آنجا نيز واقف نشود تا [ وقتى كه ] خود را به فناى فى اللّه و بقاى باللّه نرساند . چون به آن غبطهى عظمى و سواد اعظم رسيد ، به كلّى گرد راه از خود پاك كند و اثرى از او نماند . [ به تعبير حاجى سبزوارى ] اسرار « 2 » :
« ساقى بيا كه عمر گرانمايه شد تلف
هامش
( 1 ) . شا : ( طفل ) را ندارد .
( 2 ) . پا : كما قيل