« آسمان مرد و زمين زن ، در خرد * هر چه آن انداخت اين مىپرورد « 1 » »
از آن گفته است عيسى گاه اسرى * كه آهنگ پدر دارم به بالا
اسرى شب معراج است ، بنا بر آنكه از جهت هر پيغمبرى معراجى است ، خصوص از براى « 2 » اولوالعزم از آنها كه خمسه است از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ، و پيغمبر ما محمد بن عبد اللّه ( ص ) ، [ كه ] علاوه بر اولوالعزم بودن « 3 » خاتم [ نيز ] بود . و اولوالعزم آنانند كه علاوه بر دارايىشان كتاب سماوى را ، شريعتشان هم ناسخ شريعت پيغمبران قبل باشد . و چون گفتيم كه جهت هر پيغمبرى - خواه مرسل و خواه غير مرسل - معراجى است ، پيغمبر ما محمد بن عبد اللّه ( ص ) خبر مىدهد كه فضيلتى نيست معراج مرا بر معراج يونس بن متى ، مگر آنكه معراج من بر سماء بود و معراج او بر ماء ؛ چه ، حق تعالى يك مكان مخصوص و جاى معيّن محدود « 4 » ندارد . به هر سمت كه به نيّت او روى نمايى « 5 » ، عاقبت به دو رسى . در همه جا حاضر و ناظر است ، چه در ماء و چه در سماء . حديث پيش ذكر شد :
« لو دليتم « 6 » الى الارض السّفلى لهبط على اللّه » .
اگر خواهى كه گردى مرغ پرواز
و از آن راهى كه هبوط نمودهاى ، صعود كنى و به آشيانهى اصلى خود
هامش
( 1 ) . شا : ( كما قال . . . مىپرورد ) را ندارد .
( 2 ) . شا : ( از براى ) را ندارد .
( 3 ) . پا : اولوالعزميش
( 4 ) . شا : معلوم
( 5 ) . شا : او روى
( 6 ) . دا ، شا : لو ادليت