لهذا احكام او در ميان قوم تمام يگانگى و وحدت و تجريد و حريّت از قيد تقليد بود كه :
« اى دو صد لعنت بر اين « 1 » تقليد باد »
چه ، ربقه « 2 » يكسر الرّاء و سكون الباء الموحّدة لغة حبل مستطيل يربط فيه صغار الهيم يوضع فى اعناقها . و فى الدّعاء : « اللّهم انزع عنّى ربقة النفاق » . بالجمله حضرت عيسى ( ع ) تعليم مىنمود بر آنكه « 3 » بسراييد و متذكّر باشيد حق را و لو به نغمهها .
ز روح اللّه پيدا گشت اين كار
كه اشاره به حضرت عيسى ( ع ) است كه « 4 » او روح اللّه است . اين كار اعنى تعليم تجريد و انعزال ، اگر چه از جميع پيغمبران اين مطلب به ظهور رسيد از نوح تا عيسى ( ع ) ؛ چه ، نوح خودش در تجرد به مقامى بود كه بعد از عمر طويل ، و نهصد و پنجاه سال دعوت ، وقتى كه عزرائيل آمد او را قبض روح نمايد « 5 » ، ديد نوح در خرابهاى « 6 » خوابيده كه نصف او در آفتاب است . در مقام تعجّب عرض كرد « 7 » اى رسول امجد « 8 » و يا اطول الانبياء عمرا ، خداوند عزيز به تو اين عمر كثير را عنايت فرموده ، نتوانستى خانهاى از جهت خود بنا كنى « 9 » كه محلّ آسايش خودت باشد و در حين خواب نصف بدن شريفت در آفتاب نباشد ؟ نوح به او فرمودند : تو مشغول كار خودت باش كه « 10 » « هذا لمن يموت كثير » .
هامش
( 1 ) . پا : آن
( 2 ) . پا : و الربقه
( 3 ) . شا : اينكه
( 4 ) . پا : چه
( 5 ) . شا : كند
( 6 ) . شا : خرابه
( 7 ) . پا : نمود
( 8 ) . شا : رسول خدا
( 9 ) . پا : خودت بسازى
( 10 ) . شا : به جاى ( و در حين . . . باش كه ) ( جواب داد ) آمده است .