تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
قوله « 1 » :
اگر كناس نبود در ممالك * همه خلق اوفتند اندر مهالك
كنّاس مزبله‌پاك‌كن است . مىفرمايد از باب آنكه هرچه حق تعالى ايجاد فرموده خوب ، و وجود در هرجا و هرچه باشد خير محض است ، اگر كنّاس در شهرى نباشد كه تميز نمايد ، كل خلق در مهالك و اذيّت‌اند ؛ چه ، قاطبه‌ى افراد انسان « 2 » مدنى بالطبع‌اند ؛ يعنى بايد اجتماع نمايند در مدينه‌ها و شهرها تا آنكه يكى آسيابانى و يكى نانوايى و يكى جامه‌دوزى و يكى زراعت و يكى كنّاسى و يكى مهترى نمايد ، الى غير ذلك ، تا آنكه امر جميع بگذرد ؛ « لو لا الحمقاء لخربت الدّنيا » . پس هرچه خلق شده است وجودش لازم است ، حتى شيطان . چنان‌كه حضرت موسى - عليه التحية و الثناء « 3 » - در كوه طور كه محلّ مناجات او « 4 » با قاضى الحاجات بود ، از خداوند على اعلا سؤال نمود به طور اعتراض كه بار الها چه مىشد كه شيطان لعين « 5 » را خلق نمىنمودى در ميان عباد خود كه آنها را دوام به معصيت و نافرمانى تو باز مىدارد ؟ « 6 » ندا رسيد كه اى موسى برو به شهر كه حكمت ايجاد شيطان بر تو معلوم شود . چون حضرت موسى ( ع ) « 7 » به شهر مراجعت نمود ، ديد « 8 » تمام مردم از مرد و زن ترك خانه و بونه و ملك و فرزند و دكّان و زراعت خود نموده ، تمام « 9 » راه بيابان در پيش
هامش
( 1 ) . شا : ( قوله ) را ندارد . ( 2 ) . شا : انسانى ( 3 ) . شا : ( ع ) ( 4 ) . شا : ( او ) را ندارد . ( 5 ) . پا : عليه اللعنة ( 6 ) . دا : دارد ( 7 ) . شا : ( ع ) را ندارد . ( 8 ) . شا : نمايد مىبيند ( 9 ) . پا : عموما