تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
« نور او در يمن و يسر و تحت « 1 » و فوق * بر سر و بر گردنم مانند طوق »
چه ، معناى نور را فهميدى كه : « الظّاهر بالذّات ، المظهر للغير » است « 2 » ، و اين معنى حقّ وجود است كه ظاهر بالذّات است « 3 » ، و مظهر است تمام اشياء را . و آن وجود ، موجود به نفس ذات ، و كلّ اشياء موجودند به‌واسطه‌ى او . كما قيل :
« گشت موجود از او همه معدوم * گشت معمور آنچه بود خراب مهر رويش چو در جهان تابيد * عالم از وى گرفت چون مهتاب گشت معنى اسم اعظم خويش * شد « 4 » معانيش را دو كون كتاب »
و ايضا قول « 5 » صدر المتألهين هادى مضلّين است :
« بنور وجهه « 6 » استنار كلّ شىء * و عند نور وجهه سواه « 7 » فىء »
امّا اين مطلب بر تو معلوم مىشود وقتى كه نظرت به مفهوم وجود نباشد ، بلكه ناظر به حقيقتش باشى كه مستجمع كلّ كمالات است . قوله :
« گروهى اندر او بىپا و بىسر * همه نى مؤمن و نى نيز كافر »
هامش
( 1 ) . شا : تحت و يمن و يسر ( 2 ) . پا : ( است ) را ندارد . ( 3 ) . پا : است بالذات ( 4 ) . پا ، شا : نه ( 5 ) . شا : ( قول ) را ندارد . ( 6 ) . شا ، پا : وجهك ( 7 ) . پا : سواء