صفات . كما قيل :
« كه جهان پرتوى است از رخ دوست * جملهى كائنات سايهى اوست »
و اگر خرابات مراد از اين عالم دنيا باشد كه او خرابآباد است ، اعنى خرابى است كه در نظر عوام النّاس آباد مىنمايد ، ايضا معنا درست است ؛ چه ، آن هم نه اوّل دارد نه آخر كه دورات فلكيّه مىرود الى غير النّهاية ؛ چه ، در اين كاروان نيست دنبالهاى « 1 » . و آنكه خداوند جلّ شانه فرموده است :
« يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ »
. منحصر به يوم مخصوصى نيست « 2 » ، بل الآن كما كان ، كه در نظر اهل توحيد و رجال اللّه هميشهى اوقات عالم چون گوى در كف قدرت حق مطوىّ است « 3 » و مسخّر در تحت امر او . كما قال فى القرآن :
« وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ
« 4 »
»
لذا « 5 » قيل :
« ولى چون بنگرى در اصل اين كار * فلك را بينى اندر حكم جبّار »
و آنكه خواجه حافظ شيرازى رحمة اللّه عليه « 6 » - فرموده است :
« در خرابات مغان نور خدا مىبينم * وين عجب بين كه چه نورى ز كجا مىبينم »
خرابات اشاره به همين وجهى كه مذكور شد ، و نور خدا اشاره بهوجود منبسط است كه تابيده بر كلّ اشيا و همه را منوّر و مضيئه نموده است .
مثنوى :
هامش
( 1 ) . پا : دنباله
( 2 ) . پا : يوم القيامة و طامة الكبرى
( 3 ) . دا ، شا : اوست
( 4 ) . پا : كما
( 5 ) . پا ، شا : كما
( 6 ) . شا : ( رحمة اللّه عليه ) را ندارد .