حيوان ، سما و سمك ، فانى مىشوند و باقى مىماند وجه ربّى كه عبارت از وجود منبسط باشد ، كه سرايت بر كلّ ماهيّات « 1 » نموده و مشار اليه در آيهى شريفه واقع شده :
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
. و اين صفت آن وجه باقى است كه ذو الجلال است ، اعنى داراى صفات جلاليّهء حق است .
و الاكرام است ، يعنى مستجمع صفات جماليّهء حقّ است از قبيل علم و قدرت و اراده و تجمّل و بهاء ؛ چه ، تكرّم حقّ به اين صفات است . كما قال اللّه تعالى :
« تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
.
لفى خلق جديد هم عيان كرد
يعنى باز قرآن است كه عيان نمود اين مطلب را :
« أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ »
. از اين دو آيه كه در دو فرد كلام خودشان از قرآن اقتباس فرمودهاند ، فهميده مىشود مطلب محو و اثبات كه فانى مىنمايد جميع صورى كه در موادّ است ، و ثبت مىنمايد صورى كه در مشيّتاش قرار گرفته است :
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
.
قوله :
هميشه خلق در خلق جديد است * اگر چه مدّت عمرش مديد است
مىفرمايد كه مثال به عدم رفتن عالم و موجود شدنش در همان آن - بلكه آنجا آن راه ندارد - نمونهاش را ملاحظه نما در نفس خودت كه چنين گمان مىكنى كه ثابتى ، و حال آنكه بنا بر حركت جوهرى - كه حكماء ثابت نمودهاند - متّصل به عدم روى و متصل به « 2 » وجود آيى . كما قيل :
« دم به دم از غيب نونو مىرسد * از جهان تن برون شو مىرسد »
هامش
( 1 ) . پا : تعيّنات
( 2 ) . پا : تعيّنات