بقا حق راست باقى جمله فانيست « 1 »
كما قيل :
« الا كلّ شىء ما خلا اللّه باطل * و كلّ نعيم لا محالة زائل »
بيانش جمله در سبعالمثانيست
كه قرآن باشد . سبع المثانىاش گويند از باب آنكه صاحب هفت بطن است و در پس هر بطنى باز چندين بطون ، و در وراى هر بطنى قومى حيران و سرگردان . كما قيل :
« بطن چارم از نُبى خود كس نديد * جز خداى بىنظير بىنديد »
مثل حقيقت انسان كه [ هم ] چون نسخهى شريفهى جامعه و كتاب تكوينى « 2 » انفسى حقّ است . چه ، مندرج و مندمج است در او جميع آيات آفاقى و انفسى . خداوند - جلّ شأنه - از جهت او هفت مرتبه قرار داده ، از مرتبهى طبع تا مرتبهى لطيفهى « 3 » اخفويّه ، به ازاى هفت بطنى كه از براى قرآن تدوينى خود قرار داده . و سرّ قرار دادن بطون سبعه از جهت او ، آن است كه حقيقت آن از مسّ هر وسواس و لوث هر خنّاس و بصر بىبصيرت مردم ناشناس محفوظ باشد ؛
« لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ »
. مثل آنكه حقّ - جلّ جلاله - از حكمت كاملهاش در چشم تو هفت پرده قرار داده « 4 » تا آنكه آن گوهر گرانمايهى مردمك در آنجا از آفات و بليّات ارضى و سماوى « 5 » محفوظ ماند . كما قيل :
هامش
( 1 ) . شا : ( است ) را ندارد .
( 2 ) . پا : ( تكوينى ) را ندارد .
( 3 ) . پا : لطفيه
( 4 ) . پا : داد
( 5 ) . پا : سمايى