است « 1 » . و سخاوت واسطه است ميانه تقتير و تبذير ؛ يعنى اگر [ همهى ] دارى به مردم دادى ، خارج از سخاوت است ؛ چه :
« اى بسا امساك ، كز انفاق به * مال حقّ را جز به امر حقّ مده »
و ايضا اگر هيچ به مردم ندادى نيز خارج از سخاوت است ؛ چه ، در حقّ آنهاست :
« اى خدايا ممسكان را « 2 » در جهان * تو مده الّا زيان اندر زيان »
و اشاره به معناى واقعى سخاوت است قوله تعالى « 3 » :
« الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً »
. و در تعريف سخاوت است حديث شريف : « السّخاء شجرة من اشجار الجنّة اغصانها متدلّيات « 4 » فى الدّنيا فمن اخذ غصنا منها قادة ذلك الغصن الى الجنّة » . كما قيل :
« اين سخا شاخ است از سرو بهشت * واى او ، كز كف ، چنين شاخى ، بهشت
عروةالوثقاست اين ترك هوا * بركشد اين شاخ جان را بر سما »
حكيم راست كردار است و گفتار * كسى كو متّصف گردد بدين چار
يعنى هركسى كه در او موجود شد اين چهار صفت كه ملكهى حكمت و عفّت و شجاعت و سخاوت باشد ، صادق است بر او كه گفته شود در حقّش كه فلان حكيم راست گفتار و درست كردار است . قوله :
هامش
( 1 ) . دا : ( است ) را ندارد .
( 2 ) . شا : ( را ) را ندارد .
( 3 ) . شا : تع
( 4 ) . دا : متوليان