تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
چه ، علم غذاى دل و از عالم قدس و نور است و به حسب فطرت اصلى رو به عالم باطن دارد ؛ و حرص از عالم ظلمت و هنوز در تحصيل ظاهر است ، و به مقتضاى « الحريص محروم » مطلوب را نديده است . پس شرط خواستن ملك ، تاختن سگ است ؛ چه ، نقيضان‌اند كه او سرشته از نور فقط و اين ناشى از شهوت است ، و لا يجتمعان فى موضوع « 1 » واحد . بالجمله آدم چون نوع اخير و نوع الانواع است ، حق تعالى خلق نموده او را بر مثال خود . چه ، تصرّف انسان در بدنش نظير تصرّف خداست در عالم كبير ؛ چه ، نسبت آدم به قلب صنوبرى مخروطى در تأثير ، چون نسبت حقّ است به عرش ، و نسبتش به دماغ ، چون نسبت حقّ است به كرسى . و حواس ظاهره و باطنه ، چون ملائكه‌ى علّام عمّال‌اند « 2 » « الّذين يطيعون اللّه و لا يستطيعون لامر اللّه خلافا و عصيانا » . و حركت اعضاء و اعصاب او در بروز فعل از مكامن « 3 » غيب ، چون حركات افلاك‌اند در ظهور آثار حقّ از عالم قدر علمى . و خيال چون لوح محو و اثبات است ، و خزينه‌ى او چون لوح محفوظ . پس انسان عالم صغيرى است مضاهى عالم كبير ، و نيست شيئى در عالم الّا آنكه نمونه و انموذجى در اوست . لكن غالب در او مبادى اوصاف اربعه است ، اعنى ملكيّت و سبعيّت و بهيميّت و شيطنت ؛ كه از جنبه‌ى ملكيّت او ظاهر مىشود ملكات خيريه چون علم و طهارت طاعت و قرب به حق - كه از اوصاف ملائكه است . و از جهت ملكه‌ى غضب او صادر مىشود افعال سبعيّه چون مناقشه و ممارات و عداوت و حبّ جاه . و از حيث بهيميّه‌ى او ظاهر مىشود ملكه‌ى شهوت و شره و حرص - كه صفات كلّيه‌ى بهائم است . و از جنبه‌ى شيطنت او صادر شود
هامش
( 1 ) . دا : موضع ( 2 ) . دا : عمّاله ( 3 ) . دا : مكمن