تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
بود در بيدارى آخرت ، ظاهر و هويدا « 1 » نمىشود از براى تو در نوم دنيا ، مگر در كسوت امثله ، « فاذا ماتوا انتبهوا » ، از اين باب است كه حق تعالى نعم روحانيّه و لذايذ معنويّهء عالم آخرت و بهشت را به جهت انسان دنيوى كه مأنوس به عالم صورت و از عالم « 2 » معنى غافل است - به‌واسطه‌ى تفهيم - تشبيه به لذايذ محسوسه نموده‌اند ، و تمثّل به باغ و قصور ذهب و فضّه و جوى شهد و شير و
« لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ »
زده . كما قال تعالى :
« مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ . . . »
، الى آخره . چنان‌كه فرضا اگر كسى بخواهد لذّت طمث و وقاع را از براى طفل نابالغ بيان كند ، بحقيقتها ممكن نيست ، به‌واسطه‌ى عدم ادراك طفل ؛ مگر در كسوت امثله‌ى در خور فهم او . يعنى بايد به او گفت كه چون شهد شيرين است ، و الّا به كلّى منكر خواهد بود .
تن تو ساحل و هستى چو درياست
كما قيل :
« هستى چو بحر و دل چو يكى كشتى اندر آن * از نفس بادبانش و از عقل ناخداى »
و عارفى گفته است :
« هستى تو درياست ، دلت چون كشتى * در خود سفرى كن كه كجاها گشتى »
بخارش فيض و باران علم اسماست
يعنى بخارى كه از اين دريا مرتفع مىشود به جانب سماء قدرت ، فيض
هامش
( 1 ) . دا : ( و هويدا ) را ندارد . ( 2 ) . شا : ( عالم ) را ندارد .