تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
به هر موجى هزاران درّ شهوار * برون ريزد ز نصّ و نقل اخبار
يعنى اندر پاى حقيقت انسان كامل هر مرتبه‌اى كه متموّج گرديد ، در نزد صدق طلب و استعداد سائل از تماميّت و خاتميتش ، چندين هزار درّ شاهوار و جواهر بىشمار به ساحل لسان اندازد ، از مطالب معقوله و شواهد منقوله و استدلال از نصّ آيه‌ى شريفه و احاديث نبويّه و اخبارات مرتضويّه ؛ چه ، آن وقت در مقام عقل بسيط است و خودش خلّاق معقولات است ، به اذن حضرت احسن الخالقين . اين است كه عارفى گفته است :
« درياى گهر چو برزند موجى نو * موجش خوانند و در حقيقت درياست »
كما اخبر صاحب الكلام [ امام على ] : « سلونى قبل ان تفقدونى » . [ و سخن ديگر كه فرمود : ] « يا كميل ، « 1 » انّ هاهنا لعلما جمّا - و اشار عليه السلام « 2 » [ بيده ] الى صدره - لو أصبت له حملة . بلى أصبت لقنا غير مأمون عليه ، مستعملا آلة الدّين للدّنيا . و مستظهرا بنعم اللّه على عباده ، و بحججه على اوليائه ؛ او منقادا لحملة الحقّ ، لا بصيرة له . . . » ؛ الى آخره : « كذلك يموت العلم بموت حامله » . قال الجامى :
« تو را چون معنيى در خاطر افتد * كه در سلك معانى نادر افتد نيارى از خيال او گذشتن * دهى بيرون به گفتن يا نوشتن »
قوله :
هامش
( 1 ) . پا : هان ( 2 ) . دا : ( عليه السلام ) را ندارد .