تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
و راى عقل طورى دارد انسان
چنان‌كه حق تعالى « 1 » درباره‌ى او مىفرمايد « 2 » :
« وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً »
.
كه بشناسد به دو اسرار پنهان
پس آن طورى كه انسان دارد - كه به او بر اسرار اطلاعى حاصل مىنمايد - آن از خود گذشتن و توجّه به باطن ذات خود كردن و به « 3 » رياضات و مجاهدات پرداختن [ است ] ، كه آن وقت :
« سرّى كه نهان است پس پرده‌ى غيب * از پرده برون آيد و معلوم شود »
معناى اين دو سه شعر تا قولش « تويى » واضح است :
تويى تو نسخه‌ى نقش الهى * بجو از خويش هر چيزى كه خواهى
چنان‌كه از قول [ بابا افضل كاشى ] پيش نقل كرديم كه « 4 » :
« اى نسخه‌ى نامه‌ى الهى كه تويى * اى آينه‌ى جمال شاهى كه تويى بيرون ز تو نيست آنچه در عالم هست * از خود بطلب هرآنچه خواهى كه تويى »
سؤال :
كدامين نقطه را نطق است انا الحقّ ؟ * چه گويى هرزه بود آن « 5 » يا مذلّق ؟
ذلاقت به معناى فصاحت است . كما فى الحديث : « فتكلّم بلسان ذلق
هامش
( 1 ) . پا : سبحانه و تعالى ( 2 ) . پا : فرموده است ( 3 ) . پا : بر ( 4 ) . پا : چنان‌كه از قول عارف جامى سامى است . ( 5 ) . پا ، شا : بودن