بيايد آن عهد و ميثاق « 1 » كه در اوّل بستى و در اينجا آن عهد را « 2 » شكستى .
صفاتش را ببين امروز اينجا * كه تا ذاتش توانى ديد فردا « 3 »
يعنى صفت علم و قدرت و اراده و مشيّت او را مشاهده نما در انسان كامل ، كه او مظهر علم و قدرت و اراده و مشيّت حقّ است . و صفت سمع و بصر او را مشاهده نما در حيوان ، و صفت محيى الاموات او را ببين در آب كه او « 4 » مظهر حيات و داراى اسم « يا محيى » است ؛ چه : « و من الماء كلّ شىء حىّ » . و صفت قهر او را ببين در آتش كه ذرّهاى از او عالمى را تمام نمايد ، الى غير ذلك ؛ چه ، صفات او در موجودات إحصاء نمىشود .
كما قيل :
« همه اشيا مظاهر اسماء * همه اسماء مظاهر ذاتاند »
بارى ديدن صفات او - تعالى - در اين عالم سبب مىشود مشاهدهى ذاتش را در فردا ، اعنى عالم آخرت ، از جهت كسانى كه استعداد مشاهدهى ذات در اينجا ندارند . اگرچه :
« آنكه امروز معاينه رخ دوست نديد * طفل راهيست كه او منتظر فردا شد »
اگر نه رنج خود ضايع نگردان « 5 » * برو مى نوش لا يهدى ز قرآن
اعنى اگر در اين عالم لااقل از مشاهدهى صفات هم محرومى ، در آن عالم به مقتضاى :
« مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى »
، از ديدن
هامش
( 1 ) . پا : ميثاقى
( 2 ) . پا : عهود را
( 3 ) . پا : عهود را
( 4 ) . پا : ( او ) را ندارد .
( 5 ) . پا : مگردان