موقوف است بر زور « 1 » بازوى من . چگونه گرديدن اين چرخ عظيم موقوف بر قدرت و قوّت كاملهى خدا نباشد ؟ بعد حضرت دربارهى او بسيار تمجيد و تأييد « 2 » فرمودند . و چون در زمان آن حضرت بسيارى از امت به مقتضاى « العوام كالانعام » بىشعور [ بودند ] و طاقت برهان علمى نداشتند ، لهذا به آنها فرمودند « 3 » : « عليكم بدين العجائز » ؛ از بابت : « ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه » ؛ حالا كه شما طاقت برهان علمى نداريد از اين راهها اثبات نماييد ؛ و اين حكم از جهت كلّ افراد انسان نيست از راه آنكه :
« حسنات الابرار سيّئات المقرّبين » .
مثنوى :
« در حَقِّ او مدح و در حقّ تو ذمّ * در حَقِّ او شهد و در حقّ تو سمّ
در حَق او نور و در حقّ تو نار * در حَقِّ او وَرد و در حقّ تو خار « 4 » »
چه تا وقتى كه از جهت انسان ممكن است كه اثبات حق از طريق برهان علمى نمايد ، مذموم است كه به اين ادلّهى جزئيّهء غير يقينى پردازد .
علاوه بر آنكه اينگونه مطالب مثل اثبات توحيد « 5 » از اصول دين است ، و در اصول دين تقليد و مظنّه جائز نيست ، بلكه تحقيق علمى - كه مناط يقين است - لازم است . كما قال مولانا - على - عليه السّلام - : « اوّل الدّين معرفته و كمال معرفته التّصديق به و كمال التّصديق به توحيده و كمال توحيده الاخلاص له و كمال الاخلاص له نفى الصّفات عنه . . . » الى آخره .
و چون اينگونه اثبات علمى نيست ، در فرد « 6 » بعد مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . شا : به زور
( 2 ) . پا : تأييد و تمجيد
( 3 ) . پا : مىفرمودند
( 4 ) . شا : ( در . . . خار ) را ندارد .
( 5 ) . پا : اثبات و توحيد
( 6 ) . شا : شعر