تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢

[ 86 ] اشارة مشتملة على الحكاية

يك شبى در عالم كشف و شهود * بودمى در ذكر معبود ودود چون تجلّى كرده بودم از هوا * از تجلّى يافتم سير فنا عالمى ديدم منزّه از شرور * خرگهى ديدم بسان نخل طور ناگهان از ما سوى غافل شدم * بر ظهور إنّما و اصل شدم عالمى ديدم برون از اين حواس * عالمى بيرون ز تحديد و قياس عالمى ديدم وراى آب و خاك * صاحب الامرى سراسر نور پاك اين شهود از عين معنى رشته بود * نى ز نور ظاهرى آغشته بود عالمى ديدم ولاى نشأتين * آن امام حق ولى عالمين عالمى دور از خيال ممكنات * بود افضل از تمام كائنات
و ذلك لأنّ الإمام و الخاتم صلّى اللّه عليه و آله من نور واحد ؛ فهم أفضل المخلوقات و أكرمهم و أشرفهم .
عالمى از لطف حق افروخته * عشق كون و هم مكان را سوخته عالم انوار بد از آن عيان * بود فيض اين جهان و آن جهان آنچه اينجا خاك آنجا جان همه * آنچه اينجا لفظ آن معنى همه نشئهء خاكى برون رفتم ز سر * خويش را ديدم از اين به در پاى جسم و صورت او جان من * تازه شد از لطف او ايمان من
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 272 | محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي ) / مهدى رضوى