تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
گهى از جود حق يابد معانى * گهى عاشق به سير جاودانى رضا باشد به اسرار قضايش * فنا گردد به هردم از برايش پس آن واقف شود بر علم ايقان * مقرّب مىشود در راه سبحان گهى جام بلا نوشد به تسليم * گهى فائض شود بر راه تسنيم گهى ذاكر گهى خود ذكر گردد * گهى فانى گهى موجود گردد بود جالب بر اسرار محبّت * كرم جويد ز فيّاض حقيقت براى حق به خاك ره فتاده * ز قول و فعل مانده نى اراده بود عسعس براى ربّ معبود * اسير و فانى آن مصدر جود اميدش هست بر فيض الهى * ز خشيت مجتنب از هر مناهى مراد و قصد حالش جز به حق نيست * به غير حق خيالش در نظر نيست ز اكثار دفاتر گشته زائل * به اوراد الهى گشته و اصل ز الحاد طبيعت رسته گشته * به رضوان خدا دلبسته گشته ز قيد دنيوى بيزار گشته * بر اسرار نهان هشيار گشته نخواهد فتنه و نى مال و اولاد * به رضوان حقيقت گشته دلشاد همى ذكرش به درگاه كريم است * سرش در راه غفران عميم است گهى مأيوس از اين زندگانى * بود مشتاق فيض جاودانى گهى در بحر عرفان است و تفريد * گهى سيرش بر عشّاق تجريد معرّى گردد از قيد شقاوت * شود سيّار در بحر سعادت نباشد در مساق جاهليت * ندارد نى تعصّب نى حميّت نباشد جز ز حق او را خيالى * بود فارغ ز قيد زندگانى بود او قاتل نفس لئيمش * كه باشد زنده در راه كريمش