تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
گهى از خوف حق دل‌مرده گشته * گهى از لطف او سرزنده گشته معاين گرددش نار قيامت * معوّج مىشود بهر كرامت ملائك را همىبيند مهيّا * براى رحمت حق گشته شيدا نظر بر مالك دوزخ نمايد * دگر از هيبتش چيزى نماند دگرباره شود فائز ز هستى * كه اين جودى است بهر حق‌پرستى كه آن هستى قويم جاودان است * مقام كشور و جود و عيان است چه آن فردوس انحاء جنان است * كه آن رضوان در آن عين نهان است بهشت ظاهرى حور و قصور است * بهشت معنوى رضوان و نور است حجيم ظاهرى نار اليم است * ولى معنى ز حرمان رحيم است چه سيرت هست در بحر ظواهر * سوى محجوب ابحار مظاهر و گر در سير معنى غوطه گردى * به صهباى حقيقت ورطه گردى همىبينى جنان اندر جهانش * مجرد مىشوى بهر عيانش شوى ار محو ز ارباب سرائر * منزّه از قيود آن ظواهر منزّه مىشوى از آن رذائل * به كسب علم و اخلاق و فضائل ز اخلاق و صفات سير عليا * شوى فارغ ز قيد شور غوغا شوى مر مظهر حق را نشانه * نماند ديگرت عذر و بهانه رسوم عبد و اخلاق كرامت * مهيّا مىشود هردم برايت تمام خصلت خوبان همين است * ولى شيطان نور اندر كمين است