مهلتى بايد كه مجذوبت كنم * و اصل درگاه معشوقت كنم
رو مجاهد شو شريعت را ببين * از شريعت پس حقيقت را ببين
نور معنى از شريعت شد عيان * سير عرفان در حقيقت شد نهان
اين ظهور و اين خفا در بسمله * از لسان الحق نشايد زمزمه
گر تو از بهر حقيقت تشنهاى * نفس خود را در حقيقت كشتهاى
كه هواى نفس شادت مىكند * ليك در معنى رمادت مىكند
اين هواى نفس كورت مىكند * از ره جور و جفايت مىخلد
اين هوا شرك است در راه خدا * اتّباعش كفر باشد از جفا
اين هوا آخر تو را مهجور كرد * يعنى از قرب خدايت دور كرد
اين هواى نفس غدّار است و شوم * چون همىآرد بر غفلت هجوم
گاه بر عقل هدا غالب شود * گاه از جور و جفا جالب شود
گاه غافل مىكند از ذكر حق * گاه ذاهل مىشود از ما سبق
گاه مىگويد منم لطف خدا * گاه مىسازد برت جور و جفا
ليك كذّاب است اين نفس حسود * مثل غرقاب است در سير وقود
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٢٢٨