[ 67 ] اشاره در بيان مطالع فيض
اگر سير تو در بحر صعود است * مقام قرب تو عين شهود است
و گر صهباى تو سير عنود است * براى اهل دل عين عنود است
اگر از حال نفس خود تباهى * تصور كن كه اندر قعر چاهى
تو سير احسن التقويم بودى * چرا غافل تو از سير شهودى
ز سير إنّما گرديده محروم * ز جذب دنيوى گرديده مخدوم
اگر سير إلى اللّه را نمودى * در رحمت به سوى خود گشودى
كه اين سير مطلع جود الهى است * مقام عشق درگاه خدايى است
چه اين سرّ از عبوديت هويداست * مقام خالصان را نور شيداست
چه اين سير از مشيّت فيض دارد * جهالت از مقامش غيض دارد
برو شمس مشيّت را نظر كن * پس آنگه اهل معنى را خبر كن
برو اين عالم لطف خدايى است * مقام و مظهر جود الهى است
وجود منبسط در عين مسعود * كند اقبال اندر عين مشهود
شهودش با حقيقت گشته توأم * رضايش بهر حق گشته مسلّم
و بدانكه سلوك فيض و جذبه تحصيل ملكوتيّه و خروج از مشكلات ناسوتيّه منوط به مجاهده شرعيّه و سلوك مسالك شريعت مقدّسه است ، تا آنكه بر صراط طريقت استوار شوى ، و به فيض مراسم حقيقت مستفيض گردى .