تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
همچو آن نور ضعيف ماهتاب * در بر درياى نور آفتاب چون‌كه نور او ز خورشيد است و بس * چون نباشد مىشود او منطمس نيست ممكن را ز خود چيز ديگر * جز سواد الوجه امكان اى پسر نسبت خورشيد در اينجا خطاست * فيضها مجذوب اسرار خداست چون‌كه ذات حق وجود مطلق است * فيض ذات منبسط هم از حق است از وجود منبسط آيد پديد * چون‌كه مفتاح غيوب است و سديد آن وجود از سير بسط مرتضاست * فيض و بسط او ز لطف مصطفاست چون مشيّت با ولايت راز شد * لاجرم گنجينه اسرار شد فيض حق ز ابواب او جارى شود * جود حق ز اسرار او سارى شود او صراط حق و او نور وجود * او ولى درگه ربّ ودود چون‌كه ابواب مشيّت شد پديد * حق براى لطف و جودش آفريد چون‌كه مفتاح افاضت يار شد * علّت غائيّه انوار شد در ولايت ز اهل ذكر حق شده * در حقيقت ذاكر مطلق شده آنكه چون راه محبّت طى نمود * در مقام ذكر و شيدا و شهود ذاكر مذكور از وى شد نمود * گشت پيدا آنچه از اسرار بود چون ولايت مظهر راه حق است * زين سبب حق با ولى مطلق است چون مشيّت با ولايت يار شد * آن ولايت منبع اسرار شد چون مشيّت فيض قدسى بوده است * لاجرم اندر ولى بغنوده است اين مشيّت نور حق است از عيان * رو مقام « لى مع اللّه » را بخوان چون مشيّت مظهر جود است و جان * « نحن خزّان اللّه » آمد در عيان چون مشيّت با اراده توأم است * مظهر اللّه و اسم اعظم است اين مشيّت نور عرش داور است * با اراده لطف حق را در بر است چون مشيّت با اراده يار شد * در ولىاللّهيم اسرار شد