تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
عقل با نفست همه در شور و جنگ * ناگهان مىآيدت تير و خدنگ گر به راه عقل چون ياران روى * رهبر وارسته از خلقان شوى نفس كشتن كار هر اوباش نيست * سير حق چون معبر خفاش نيست هر زمان گويى به خلّاق جهان * اى خداوندا برانم زين مكان هر زمان در قيد نفس كافرت * مىندانى آنچه آيد بر سرت گاه بهر احمقان گويى چنان * مىنخواهم اين جهان و آن جهان گاه ظلمت بر خلائق مىجهد * گاه سمّت بر طرائق مىخلد گاه از فرّ هما جولان كنى * زين سبب از راه حق خذلان شوى گاه پندارى كه گشتى ز اهل دل * ليك هستى چون حمار اندر وحل اين سگ نفست تو را مهجور كرد * قلب و دل را از هدا بىنور كرد نفس مكّار است فكرى بايدت * جهل غدّار است خضرى بايدت خضر تو عقل است و شرع مصطفى * سعى تو جهد است از بهر خدا اى سكندر در ره ظلمان برو * تا نباشد خضر حق همراه تو
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 219 | محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي ) / مهدى رضوى