عالم باللّه خواهم از خدا * تا شود چون . . . به راه حق فدا
اين فنا باقى است ليكن از حبيب * چون به محبوب خدا دارد نصيب
اين فنا نور است و لطف مرتضى * اين وفا صدق است و نزد اوليا
اولياى حق همه فانى شدند * رهبر اسرار سبحانى بدند
گر نبودم خوف از اهل جهان * راه معنى را همىكردم بيان
لب ببند از هستى و باهوش باش * از بيان سرّ حق خاموش باش
مرد كامل قابل عرفان بود * شخص قابل لايق ايقان بود
گاه گردد همچو بدر و گه هلال * چونكه فانى گشت بهر ذو الجلال
گر نباشد نور خورشيد جهان * نور در آسمان كى شد عيان
نور خورشيد از ولى حق بود * از وفا او شاهد مطلق بود
گر نبودى فيض شاه اوليا * كى بدى خلق خدا را اهتدا
يا على اى از تو نور كائنات * از تو شد فرط ظهور هر نبات
اى كه هستى در مقام إنّما * هست بر شأن تو سرّ هل أتى
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٢١٦