تا شوى رهبر به عقل و دين خود * پى برى بر رشد و بر آئين خود
مست دنيا پى به عقبا كى برد * مرد جاهل كى ز دنيا بگذرد
نى صفا را ياد كردى نى وفا * نى به خود رحمى نه شرمى از خدا
گر تو هستى ز اهل دين با اعتقاد * مىكنى در راه يزدان اجتهاد
گر كنى بر اهل طغيان اعتماد * متّصف گردى به سوى ارتداد
داد از كردار و از گفتار تو * واى بر اعمال و بر رفتار تو
پند بادت از حقيقت بو الفضول * شرم بادت از خدا و از رسول
گر خدا خواهى شوى عبد صبور * تا شوى مقبول درگاه غفور
عذرها مىگو به درگاه خدا * رازها مىگو تو بر اهل وفا
چون شوى مجذوب درگاه احد * مىشوى محبوب درگاه صمد
آنكه راهى با امام عصر يافت * نور اسمائى به قلبش بهره يافت
منعكس گردد در آنجا بهر خود * مطمئن سازد بر آن نور شهود
چونكه نور وى در آن جلوه نمود * مىشود مشهود انوار وجود
هم به طيّاران حقّ ملك قدس * هم به حقّ محرمان شهد انس
هم به سيّاحان انس يرملون * مقصد اصلى و امر كاف و نون
رهنمايان صراط المستقيم * بانيان راه منهاج القويم
هم به مشتاقان انوار جمال * هم به عشّاقان ابواب وصال
مجمع البحرين سيّاح وجود * مظهر بحر معانى وجود
آن قريب محرم راه غفور * و آن صراط رحمت ربّ شكور
آن انيس مرصد غيب الغيوب * آن امين راه ستّار العيوب
آنكه از دين محمّد شد رشيد * بر وصال درگه حق زد اميد
آن محمد كه بود ختم رسل * هادى خلق و نمايان سبل
و اصل قوسين تنزيل صعود * منتها و مبدأ عين شهود
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٢٠٧