تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
او قسيم الجنّة و النّار شد * لاجرم سردفتر اخيار شد بار الها بنده‌ام شرمنده‌ام * در مجازات عمل درمانده‌ام سالك مجذوب گشتم بهر حق * زين سبب بردم ز اهل دل سبق آنكه در راه محبّت صادق است * بر تمام مهر و قهرش عاشق است عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ * بىنوايم طالب اين هر دو ضدّ اى خدا ! بر عاشقان رحمت نما * رحم كن بر بندگان بينوا عاشق از قيد غم دنيا برست * مرد عاشق دل بر اين دنيا نبست عشق كار دوستان مرتضاست * سرّ حق و نور خاصان خداست رو به درگاه خدا فرياد كن * بر در حق روز و شب رو داد كن تن‌پرستى تا به حيوان تا به چند * چند بر گردن نهى حبل كمند تا به كى در بحر خون خود خورى * از شرور دنيوى بىخود شوى گاه از دنيا شوى مست غرور * گه شوى سردفتر اهل شرور گاه بر راه هدا دعوت كنى * گاه بر اهل صفا نخوت كنى گه تكبّر گه تجبّر گه جفا * گاه بر عالم كنى ظلم و خطا اى كه نخوت مىكنى بر اهل دل * از مقالت جملهء خلقان خجل گاه عجب و گاه ظلم و گه حسد * مىنهى بر گردنت حبل حسد خويش را خواهى شناسى اى جوان * جبرئيل فاش و ابليس نهان از براى ديگران غافل شدى * ليك بهر خويشتن جاهل شدى گر كسى نشاندت اى بو الفضول * مىشناسم من تو را اندر افول گر تو مردى از پشيمانى بگوى * توبه‌اى از راه سبحانى بجوى هركه شد توّاب در راه خدا * مىشود محبوب در راه مرتضى توبه‌اى كن بهر حق اى رهگذر * چند هستى از قيامت بىخبر مردم فرازنه را بيدار كن * حشمت ويرانه را هشيار كن