گاه انس و گاه قرب و گه رضا * در وفادارى بود عين الوفا
گاه در فكر است و در راه هدى * چون تأسّى مىكند بر مرتضى
گه شناسد سرّ حق را از وجود * گه ترقّى مىكند بهر سجود
گه مبرّا مىشود از ما سوا * گه منزّه مىشود بهر وفا
گاه فانى مىشود در سرّ حق * گاه باقى مىشود ز ابقاى حق
صنعت او آيت لطف خداست * ز اين سبب شايسته اهل وفاست
هركه او غوّاص شد بهر خدا * مىشود آگه ز سرّ ما سوى
دل بود عاشق بر اسرار ألست * داستان عاشقى گيرد به دست
چونكه با سرّ حقيقت يار شد * لاجرم سرمايه اسرار شد
چونكه در اعضاى انسان . . . * زين سبب گرديده بين الاصبعين
اى فقير ! اگر سالها به عبادت و طاعت مشغول باشى و از وحدت غافل باشى به مقام قرب كامل نخواهى رسيد ، اگرچه احوال و غرائب روى نمايد و وقايع جلوه گردد .
اى فقير ! چون از هستى خود گذشتى و زنجير علائق را گسستى به قرب مقام فنا فائز گردى ، و موت ارادى برايت حاصل مىشود ، و اين را مقام « بندگى » نامند ، و جذبه برايت حاصل آيد ، زيرا كه سلوك و جذبه و فناء و بقاء از فيض ولايت است كه به شيعه فيضان مىنمايد .
اى فقير ! خداوند عالم در اول فاتحه بعد از بسمله الحمد مىفرمايد ، پس حامد و محمود و حميد او است ، و حمد و شكر مختصّ به او است ، و لا يستحقّ الحمد إلّا هو ، و له الحمد و الشّكر ، إذ كلّ نعمة فهي منه و له ، و كلّ حسنة فهي من اللّه .
اى فقير ! سالك بايد از معاشرتى كه شرعا راجح نباشد پرهيز نمايد ، و در خلوات با خداى تعالى مشغول توجّه و خضوع و خشوع و ذكر و فكر و طلب حق باشد .
اى كه نفست پست گشته از هوا * رو طهارت كن به درياى فنا