توحيد ذات و صفات و افعال و وجوب وجود و ازليّت و سرمديّت ، و توحيد در توحيد ، و توحيد در خلق و رزق و موت و حيات و نشور ، و توحيد در مقامات توكّل و محبّت و ساير مراتب توحيد [ است ] . و فقير اين مقامات را در كتاب « جامع الأسرار » مفصّلا بيان نمودهام ، مشتملا على البراهين السّاطعة المستفاضة من حقائق الكتاب و السنّة .
اى فقير ! اگر از خود بىخود شوى و توجّه كامل داشته باشى ، و در وادى عرفان شرعى سير نمايى كه وادى طلب و جدّ و جهد و فقر و جذبه و استغناى از خلق ، و وادى سعادت ، و وادى استقامات در راه شريعت و ذكر و فكر كه جامع همه آنها مقام عبوديّت صرفه است به مرتبه رفيعه عيان و شهود عرفانى فائز گردى ، و بر جملهاى از اسرار حق ، و شمّهاى از علوم منايا و بلايا و فصل الخطاب آگاه مىشوى ؛ قال اللّه تعالى :
عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ،
« 1 » و قال تعالى :
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ .
« 2 »
اى فقير ! حقيقت انسانيّت كه مشتمل بر عقل و روح و نفس و غالب مثال و جسم است آيه و مرآت است براى معرفت ؛ چون صفت ملكوتيّه در او جلوه نمايد برحسب قلب صافى مقام وحدت را مشاهده مىنمايد ، و از غير حق اعراض نمايد ، زيرا كه انسان جامع همه ظهورات است ، و انسان كامل آيت كبرى است .
قلب چبود ؟ مخزن اسرار حق * فكرت و ذكرت درِ درگاه حق
چون امين و محرم درگاه شد * لاجرم از سرّ حق آگاه شد
چونكه از قيد هوادارى برست * سرّ معنى در برش چون گل نشست
روح قدسى [ شد ] قرين و يار او * فيض قدسى رهبر آثار او
قلب عارف مظهر عقل است و روح * زين سبب بايد ز فيض او فتوح
هر زمان شيدا شود ز آب حيات * سير او در ظل اسماء و صفات
هامش
( 1 ) . سوره مباركه كهف : 65 .
( 2 ) . سوره مباركه انعام : 122 .