ليك مىبايد نمازت با حضور * « لا صلاة تمّ إلّا بالحضور » « 1 »
اى فقير دلريش ! چون به مقام ذكر و حضور رسيدى ، و حجاب نفس ظلمانى را برداشتى ، و قلب تو از غواشى ظلمانيّه فارغ گشت ، تسبيح جمادات را به عين اليقين مىشنوى ، و بر اسرار حقّ اليقين واقف مىشوى ، و نفس ناطقهات كامل مىشود ، و آيت مشيّت حق تعالى مىگردد . و چنانكه از ذكر حق غافل شوى ، و از بستان سياحت آيات باهرات محروم ، و تابع هوا و هوس نفسانى گردى ، غرق درياى شرك خواهى شد ، كه :
أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ .
« 2 » مصرع :
اگر خداىپرستى هواپرست نباش !
و دو محبّت در يك دل نمىگنجد ؛
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ .
« 3 » اگر هوا را متابعت كنى بعد المشرقين از فيض عالم لدنّى و فيض مخصوص صمدانى دور ، و در طريق شهود رنجور مىشوى .
الا اى پايبند خودپرستى * گرفتار غرور شهر مستى
نظر كن بر مقام « لى مع اللّه » * گذر كن از شئون ما سوى اللّه
بيا در راه سير نجم توفيق * و ز آنگه سير كن در بحر تحقيق
در آنجا عالم و عارف نشسته * ز غير حق طلسم دلشكسته
بيانش كاشف رمز نبوّت * صراطش آگه از سرّ فتوّت
برسته از تمام ما سوى اللّه * سلوكش از طريق « لى مع اللّه »
رخش از غير حق مهجور گشته * دلش از فيض حق مسرور گشته
هامش
( 1 ) . اين حديث در جوامع روايى يافت نشد ، لكن در كتاب محاسن برقى 1 : 261 از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله اينگونه روايت نموده : « . . . لا يقبل اللّه صلاة عبد لا يحضر قلبه مع بدنه » ؛ و نيز در كتاب عدّة الدّاعى : 168 از معصوم عليه السّلام بدينگونه روايت نموده است : « ليس لك من صلاتك إلّا ما احضرت فيه قلبك » .
( 2 ) . سوره مباركه فرقان : 43 .
( 3 ) . سوره مباركه احزاب : 4 .