ز قيد ظن شود آنگاه مطلق * لأنّ الظنّ لا يغنى من الحق
[ بركت ثقلين در انفتاح باب علم ]
اى فقير ! اگر باب علم در بسيارى از مسائل منسدّ است ، ولى از بركت ثقلين باب علمى مفتوح است ، و تمام آنچه امّت حاجت دارند در قرآن و سنّت مدون و موجود و مبرهن است ، ولى بايد آينه قلب صافى و پاك باشد كه مظاهر معرفت را ادراك نمايد ؛ و بايد تمام توجّهش به عالم توحيد باشد .
يكدانه درّ محاط وحدت * فارغ ز قيود فرط كثرت
محرم به حريم « لى مع اللّه » * مأيوس ز خيل ما سوى اللّه
گشته به مقام فيض همراه * از علم لدن به عين آگاه
عالم به مقام خاص تجريد * فارغ ز منافيات تفريد
عارف به مراتب تجلّى * كامل به طريق راه معنى
شاهد به مقام اوج وحدت * معرق ز قيود موج كثرت
در بزم شهود شاهد غيب * در عين سلوك فارغ از ريب
سرحلقه سالكان تجريد * قائم به سلوك راه توحيد
آمر به اوامر و نواهى * ناهى ز معاصى و نواهى
اى فقير ! چون به مقام شهود رسيدى و عالم توجه مشاهده نمودى ، بر مظاهر عوالم اسمائيّه و حقائق ايمانيّه فائز مىشوى ، با خدا آشنا و با غير خدا بيگانه مىگردى ، و زنهار كه مغرور نشوى ! كه غرور از مهلكات عظيمه است . از آنجا كه :
[ بدان كان ] در اين راه پر [ از ] خطر * قوى دشمنانند در رهگذر
و بدانكه گريبانت به دست دو ظالم مبتلا است ؛ يكى هواى نفس ؛ و ديگرى شيطان جنّ و انس ؛ پس بايد در پناه حضرت صاحب الزّمان صلوات اللّه عليه متوسل باشى تا از شرارت دشمنان خدا آسوده گردى .
چون شوى ز اهل يقين و معرفت * سير گردى در طريق مكرمت