مخزن اسرار ربّانى دل است * محرم انوار روحانى دل است
خانه دل معدن صدق و صفا است * مظهر انوار ذات كبريا است
ديو را بيرون كن از ديوان دل * مدتى مردانه شو دربان دل
اين محبّت كه طريق اصفياء * مورد قلب است جذب اولياء
قلب اگر صالح بود ناجى بود * يا اگر طالح شود هالك شود
و لذا قال « يا مقلّب القلوب ثبّت قلبى على دينك » .
ليس الجمال جمال المال و العجب * إنّ الجمال جمال العلم و الأدب
ترجيعبند
دوش در فكر عاشقان بودم * ديدم از غيب آتشى سوزان
چون نظر بر طراز شه كردم * سوخت هم مهر از آن و هم ايقان
آتشى در نظر تجلّى كرد * عشق حق بود و مهر حق سبحان
بر زمين و هوا نظر كردم * همه را حقپرست و دانايان
جن و انس و ملك به ساحت قدس * همه بر سرّ وحدتش حيران
پير گفتا كه از حظيره قدس * مىزنندت ندا ز هر سامان
گر تو اهل وفا نهاى برخيز * كه همه حيرتند در سبحان
چون به اهل وفا نظر كردم * ديدم از عشق حق همه شادان
تا به كى غافل از ره وحدت * تا به كى در هواى خود جولان
ره به وحدت نيافتن تا كى * ننگ تثليث گيردت دامان
ناگهان از صوامع لاهوت * اين خطابم رسيد بر دل و جان
كه يكى هست و نيست غير از هو * از ازل غير حق حق سبحان
عشق اگر بر دلت زند نورى * سوى عين اليقين شوى شيدا
محو گردى چنانكه از هستى * بگذرى سوى عالم اسما