[ 14 ] إشارة [ في توقف حصول الفناء على ترك الحسد ]
و يتوقّف حصول الفناء على ترك الحسد المذموم عقلا و شرعا ، كتابا و سنة و إجماعا ؛ و هو حجاب بين العبد و بين الفيوضات الرّحمانيّة ، و مناف لمرتبة الرضاء و التسليم .
اى برادر تا به كى دارى حسد * چند بر گردن نهى حبل مسد
عاشق دنياى دون گرديدهاى * زين سبب از اهل دل رنجيدهاى
اين حسد سردفتر عصيان بود * اين حسد خود مرگ جاويدان بود
اين حسد باشد سلوك اشقيا * ترك اين باشد شعار اوليا
اين حسد آخر رخت را زرد كرد * مرد حق را صورت نامرد كرد
اين حسد آخر تو را ديوانه كرد * يعنى از اهل وطن آواره كرد
اين حسد مبغوض مردان خداست * زين سبب مردود اخوان صفاست
اين حسد ميراث شيطانى بود * كى حسد از لطف رحمانى شود
گر تو از اهل خدايى اى پسر * از مقامات حسودان درگذر
تا هماى راه اهل دين شوى * مقتداى مذهب و آيين شوى
تا شود قلبت ز نور حق جلا * يا بگيرد قلبت از لطفش صفا
تا تجلّى آيدت از مهر او * تا شوى فارغ ز قيد غير هو
مرد حاسد را نگردى همنشين * تا نگيرد همچو قارونت زمين
مرد حاسد دشمن مرد خداست * زين سبب جانش چو كاه و كهرباست