تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 876

مساهمون:

ص٨٧٦
تخلف دارند و حكم بر كفر يكديگر نكرده‌اند اين اعمى چگونه نوشته در كفر زيد حكم قطعى داد . فقير مدت بيست و شش سال در اقاليم سبعه گرديده‌ام و زياده از پانصد كس از صاحبان مذهب و ملت ديده‌ام و با اكثر ايشان صحبت داشته‌ام و طريق معاشرت پيموده‌ام و كتب اربعه سماوى خوانده‌ام و از مذاهب اربعه آگاهم و از كيش مه‌آباديان و روش يزدانيان و دين صابيان ، و آئين مزدكيان ، و مسلك ختائيان ، و منهج مانويان و قاعده خرميان ، و قانون شيطان‌پرستان ، و رسوم هندوان ، و ملت عيسويان ، و مشرب يهودان ، و ياساى چنگيزيان ، و يوسون ايغوريان ، و عادت يزيديان ، و اطوار روسيان ، و كردار روميان ، و گفتار سفيدجامگان ، و رفتار راجگان ، اطلاع دارم به غير از هفتاد و سه ملت كه امت حضرت رسالت پناهند ، قرب صد مذهب مىدانم در هيچ دينى و ملتى بىجرم و جنايتى بر بندگان خدا جل شأنه اذيت رسانيدن روا نيست و حال آنكه اسلام فطرى آن مؤمن مسلم‌الثبوتست به مجرد ظن محض بر مسلم و مؤمن ظلم نمودن سزا نيست و حال آنكه اقوال و افعال مؤمنين و مسلمين را حمل بر صحت بايد كرد در اين خصوص اخبار بسيار وارد است اين اعمى اقوال و و افعال مؤمنين را حمل بر سقم مىنمايد بمضمون حب الشيء يعمى و يصم به جهت حب جاه و ميل به دنيا بر اين امر قبيح و فعل شنيع اقدام مىنمايد . دانائى مىگويد اين دنيا عجب هستى دارد و طرفه غرور و مستى مىآورد با هر كس همنشين است با هزاران صفات ذميمه هم قرين ، چون دنيا كسى را بنوازد وى را به چاه غرور و عجب مىاندازد و هر شخصى را بلند مىگرداند وى مانند كلب عقور بيگانه و خويش و توانگر و درويش نمىداند و همگى را اذيت و اهانت مىرساند ، اين دنيا به هر كه رو مىآورد از محامد اخلاق و محاسن احوال مهجور مىشود و از مراسم شرم و حيا و انصاف و مروت دور مىگردد قلب اولياء را مىآزارد اين حب دنيا غريب حالتى و عجيب خاصيتى دارد جائى كه ابليس و بلعم باعور با آن‌همه دانش و قابيل پسر آدم و كنعان پسر نوح با آن‌همه اصل و نژاد و فرعون با آن ذكاوت و نمرود