تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 879

مساهمون:

ص٨٧٩
با شيخ ابو نجيب الدين سهروردى در اسكندريه صحبت نموده صاحب فتوحات مكيه فرموده است كه شيخ روزبهان در مكه مجاور بوده و كان كثير الزعقات فى حال وجده بحيث انه كان يشوش على الطائفين بالبيت و كان يطوف على سطوح الحرم و كان صادق الحال يعنى بانك و فرياد بسيار مىكرد درحالىكه وى را وجد پيدا شدى و حالتى ميان وى و حقتعالى پديد آمدى چنانچه مشوش ساختى اهل طواف را و طواف وى بر بام حرم بودى و حال وى صادق بود يعنى تكلف نبود - چون در بدايت حال بشيراز وارد گرديد ناگاه از زنى شنيد كه به دختر خود مىگويد اى دختر روى خود را مگشاى و حسن خويش را با كسى منماى كه خوار و بىاعتبار مىگردد شيخ فرمود اى زن حسن به آن راضى نيست كه تنها و منفرد باشد و او مىخواهد كه با عشق همقرين باشد و حسن و عشق در ازل عهدى بسته‌اند هرگز از هم جدا نباشند . گويند از استماع اين سخن چندان بر اصحاب وى وجد و حال عارض گشت كه جمعى از ايشان در همان حال از جهان گذشتند . آن جناب خرقه از سراج الدين « محمود بن خليفة بن عبد السلام بن احمد سال به » پوشيده است مدت پنجاه سال در جامع عتيق شيراز وعظ نموده در حال غلبهء وجد از وى سخنان ظهور نموده كه هركس بفهم آن نرسد از سخنان او است . بيت
آنچه نديده است دو چشم جهان * و آنچه نه بشنيد دو گوش زمين در گل ما رنگ نموده است آن * خيز و بيا در گل ما آن ببين
آن جناب را مصنفاتست چون تفسير عرايس و شرح شطحيات عربى و فارسى و كتاب الانوار فى كشف الاسرار و غير از اين‌ها نيز دارد گويند در مكه معظمه به محبت مغنيه‌اى مبتلا گشت و هيچ‌كس نمىدانست و آن وجد و صيحه‌ها كه در وجد فى اللّه مىزد همچنان باقى بود اما اول از براى خداى تعالى بود و اين زمان از براى مغنيه چون دانست كه مردم را چنان اعتقاد خواهد شد وجد و صيحه‌هاى او اين زمان از براى خداست عز و جلّ پس بمجلس صوفيه حرم آمده و خرقه خود بيرون كرده پيش ايشان انداخت و قصهء خود را با ايشان بگفت و ديگر گفت كه نمىخواهم كه در حال خود كاذب باشم
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 879 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى