اعلم علماى آن ديار است مدتيست چشم جهانبينش از نور عور است اما بر اجراء احكام مفطور است در فقه و اصول و غيره تأليف بسيار دارد كتابى از اخبار ائمهء اطهار مسمى برياض الشهادة تأليف كرده مشتمل بر سه جلد است .
در رد و قبول وى علماء شيراز دو فرقهاند بعضى احكام وى را مسلم دارند و برخى بر جدول احكامش نقطهء صفر گذارند و مىگويند چون كور و اعمى است لهذا احكامش مسلم نيست اما عامه ناس و دانايان معاملهشناس متفقند بر اينكه صفاتى كه در علماء دين و مجتهدان اهل يقين است در وى نيست بمصداق آيهء
أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ
در احوال و اقوال مدعى است ، بر مزاج وى حب جاه غالب و بر زخارف دنيا و كثرت اسباب فانى طالب است بر سرخ و زرد و چرب و شيرين حرص تمام و شح لا كلام دارد با وجود وفور دولت و بسيارى عمر از مراسم تحصيل زر و سيم دقيقهئى فرونمىگذارد بنابراين حكم خلاف ما انزل اللّه از وى بسيار صدور مىيابد و در وادى لجاج و عناد و جور و فساد بسيار مىشتابد اگر بتذكار همه آنها اقدام شود دفترى علىحده گردد اما جهت عبرت اولو الابصار بسه حكم وى مبادرت مىنمايد .
اول آنكه حكم بر كفر برهان المحققين و سلطان العارفين مولانا مظفر على شاه كرمانى قدس سره نموده است فهذا شىء عجيب
بيت :
چون قلم بر دست غدارى بود * لاجرم منصور بر دارى بود
دويم آنكه شخصى لارى زنى داشته نزد وى آمده دعوى كرد كه شوهر من سنى است و بر اين مطلب دو سه شاهد گذرانيد شوهرش مطلع شده هرچند گفت مذهب من اماميه و طريقه اثنىعشريه است به علت جلب خاطر بعضى ارباب جاه سخن مرد لارى مسموع نگشت و حكم بر فساد عقد نمود و كسى ديگر آن ضعيفه را نكاح كرد و حال آنكه كسانى كه در خدمت جناب رسالت مآب زبان بر شهادتين مىگشادند حضرت بر اسلام وى حكم مىدادند بلكه بر آنكس دختر خود را تزويج نمودند و حضرت امير المؤمنين دختر خويش بوى نكاح فرمودند با وجود آنكه حضرت رسالت