از آن ديار هرگز خروج ننموده و هميشه بعيش و عشرت مايل بودهاند در مدح و ذم اهالى آن ديار دانايان روزگار سخن گفتهاند .
مؤلف نزهة القلوب كه قرب پانصد سال قبل از اين بوده و مورخان سخن وى را حجت نمودهاند گفته كه شيراز سابق بر اين برج اولياء بوده اكنون بسبب بىانصافى و طمع پيشوايان مسكن اشقياء است - و صاحب زينت المجالس نوشته بازاريان شيراز بهغايت اوباش و فحاش و بشرب مدام مشغولند ، شيخ مصلح الدين سعدى و خواجه شمس الدين حافظ با وجود حب وطن گاهى تعريف آنجا را نمودهاند و گاهى نيز بىاختيار زبان به مذمتش گشودهاند شيخ مىفرمايد
بيت
سعديا حب وطن گرچه حديثى است صحيح * نتوان مرد به سختى كه من آنجا زادم
و غير از اين نيز گفته در نظرم نيست و خواجه مىگويد
بيت
آب و هواى فارس عجب سفلهپرور است * كو همدمى كه خيمه از اين خاك بركنم
و جاى ديگر گفته :
بيت
غزل گوئى سخندانى نمىورزند در شيراز * بيا حافظ كه ما خود را بملك ديگر اندازيم
و پير جمال اردستانى كه از جمله عرفاى زمانست شكايت بسيار از اهل آن ديار نموده است ،
نصر اللّه خان قراگوزلو كه يكى از امراء جهانديده و به نيك و بد عالم رسيده مدّتى وزارت فارس نموده و طريق حسن و قبح آن شهر پيموده وى گفته است كه نيمى اهل شيراز گدا و نيمى الواطند .
ميرزا ابو القاسم ابن ميرزا محمد كلانتر از نسل سلطان الحكماء مير سيد شريف جرجانى بود مىفرمود كه آن نيمى كه الواطند ايشان نيز گدايند و آنان كه گدايند نيز الواطند .
دانائى مىگويد حقيقت آنست كه مردم آن ديار سه گروهند اول گروهى اشرار و تبهروزگار و مفسد و غدارند و بر جميع ملاهى و مناهى اشتغال دارند و اين گروه خارج از حيز شمارند - دويم جماعتىاند فىالجمله هوش و گوش دارند و تميز