و فضائل انسانيه معرا و در كمال بىادراكى ببلاى خست و لئامت طبع مبتلايند از غايت لئامت و پستى فطرت رسم و عادت اعالى و ادانى ايشان چنانست كه كيسهء تنباكو در جيب نهاده بهر محلى و محفلى كه مىرسند بدست خود قليانى ترتيب داده مىكشند با وجود عدم هوش به عداوت فقراء مجبول و به مخاجمت عرفا مفطورند بلى اگر ايشان اهل معرفت بودندى با مردان حق دشمنى ننمودندى .
داراب جرد
قصبهايست دلنشين و شهريست نزهت قرين محتويست به قراى دلگشا و دهات خرمپيرا مشتملست به مرغزارهاى خوش و چمنهاى دلكش شيما هنگام بهار رشگ گلستان مصر و قندهار است شهر قديم آنجا داراب اكبر به شكل تدبير در دشت بنا نهاده اكنون آن شهر خراب و ويران افتاده است شهر جديد قرب كوه واقع طرف شمالش فىالجمله مسدود و ساير جوانبش واسع است آبش فراوان و غلهاش ارزان هوايش فرحانگيز و خاكش بهجتآميز است فواكه گرمسيرى آن ممتاز و خرمايش بامتياز است فى الواقع آنجا را بهتر از اكثر بلاد فارس توان گفت مردمش شيعهمذهب و گروهى خوشمشربند ارباب حال و اصحاب كمال از آنجا بسيار برخاسته و به زيور محامد ذات و محاسن صفات آراستهاند بسبب لطافت آب و هوا اهل آن ديار خالى او ذوق نباشند .
مقال در بيان بعضى از معارف آن ديار بطريق اجمال
حاكمش ميرزا محمد بن ميرزا هادى جوانى است خوش نهاد و نيك اعتقاد به حلاوت گفتار و ملاحت رفتار موصوف و به طهارت ذات و محامد صفات معروفست وى از اولاد مير غياث الدين دشتكى است .
مولانا محمد نصير
فاضل گرانمايه و عالم بلندپايه بود و بمحامد ذات و محاسن صفات گوى مسابقت از همگنان مىربود در به دو حال تحصيل