تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 851

مساهمون:

ص٨٥١
قتل ايرج به فريدون رسيد هوش از سرش بپريد بعد از چندگاه از ماه‌آفريد كه حرم ايرج بود پسرى متولد گشت فريدون او را منوچهر نام گذاشت چون منوچهر بسن رشد و تميز رسيد بطلب خون پدر لشگر كشيد سلم و تور به جنگ برادرزاده آمده هر دو بقتل رسيدند و منوچهر با فتح و نصرت به خدمت فريدون آمد فريدون او را بتخت نشانيده خود بكنجى خلوت گزيد .

منوچهر بن ايرج بن فريدون

بعد از قتل سلم و تور بر مسند سلطنت تكيه نمود امور جزوى و كلى را به كف كفايت سام نريمان تفويض فرمود كابل و زابل و هند در اقطاع او بود گردنكشان عالم سر بر خط فرمان منوچهر نهادند و دل بر اطاعت و انقياد سام نريمان دادند سام را جهان پهلوان مىخواندند بخشندهء بىمنت وى را فرزندى عطا نمود كه موى سر و ابروى او سفيد بود سام از اين صورت برآشفته و او را به كنار رود هيرمند انداخت سيمرغ نام زاهدى آن طفل را بزرگ ساخت بعد از مدتى سام از او خبردار شده از سيمرغ زاهد عذر خواست و زال را به خانه آورد و او را تربيت‌ها كرد آخر زال بكابل رفت و دختر مهراب كابلى را بزنى گرفت از آن دختر پسرى بظهور آمد كه جهان بوجود او افتخار نمود اسم او رستم بود چون از ايام سلطنت منوچهر صد و بيست سال درگذشت خلل كلى در امور ملكى ظاهر گشت منوچهر پسر خود نوذر را وليعهد كرد و خود بعد از اندك زمانى رو بعالم آخرت آورد .

نوذر بن منوچهر بن ايرج بن فريدون

چون منوچهر چهره در نقاب تراب كشيد در مزاج سلطنت اختلال كلى بهم رسيد نوذر فرومايگان را تربيت ساخت و اشراف ملك را از نظر بينداخت به اين جهت اركان دولت و اعيان مملكت سر از اطاعت پيچيدند و گردن انقياد از طوق فرمان كشيدند اين خبر بتركستان رسيد پشنگ كه از احفاد تور بود پسر خود افراسياب را طلبيد و به او گفت اكنون وقت آن آمد كه كينه تور از اولاد منوچهر خواسته گردد بايد كه با لشگرى آراسته و دليرانى زبده چين و پيراسته عزيمت ايران مصمم سازى و تخت را
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 851 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى