تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩
و تعظيم آن نكردن كار بىخردان و كافر نعمتانست زيرا كه چندين نيكوئيها از او بما مىرسد اگر او نبودى چيزى ظهور ننمودى و جان جانوران پرتو هستى خورشيد است و در آن شك نيست فريدون گفته است ارواح كه از اجساد رهائى مىيابند اگرچه از شمار بيرون و از حد و حصر افزونند اما هم از چهار طايفه زياده نيستند : نخستين ارواحند كه ايشان گوهر پاكند هم از روى انديشه و هم از روى كردار ، ايشان را تعلق به بدن و ربطى بعنصر نيست از اين وجه كه دانستنى را دانسته‌اند و لذات جسميه را چشيده‌اند و آن را فهميده و خود را شناخته و دور انداخته‌اند ايشان طايفه اولياء و سعد اولند ؟ ؟ ؟ كه بعد از قطع تعلق از بدن به سماوات رفته فرشته مىشوند و ايشان كه فرشته مىشوند حال ايشان به تفاوتست دويم ارواح طايفه‌اند كه ايشان از روى دانش پاكند اما در بعضى از سيرتها تيره‌اند و ايشان را تعلق بعنصر نيست ايشان را به زبان فارسى پريان و به زبان عربى نوعى از جنيان گويند ايشان دو طايفه‌اند يكى آنكه به جاهاى پاك و سبزه و آب روان خود را وابسته‌اند و خود را به چيزى خوش كرده‌اند ، ديگر آنكه طايفه‌اند وابسته به چيزى نيستند و در حركتند از جاى خوبى نقل كرده‌اند و توجه به خوب‌تر از آن نمايند . سيم ارواح طايفه‌اند كه بگوهر ناپاكند اما وابستگى به بدن ندارند ايشان چهار طايفه‌اند اول جنيان بىخيرند كه در سرشت ايشان پرواى نيكى و بدى نيست و به چيزى دانش ندارند ، دويم جنيان خيرند كه علم بمعلومات ندارند اما خير مىرسانند و قصور در انديشه دارند سيم جنيان برزخىاند كه ميانه‌روش‌اند گاه خير و گاه شرند چهارم جنيان شريرند كه ايشان را هوشنگ اهرمن ناميده و عرب شيطان گفته ايشان دو فرقه‌اند يكى آنكه بهر كيد و فريب كه مىتوانند در سر و دل جا و قرار مىگيرند و مردمان را ديوانه مىسازند ، ديگر جن مختلطند . چهارم ارواح طايفه‌اند كه بگوهر ناپاكند و تعلق بتن دارند وقتى كه وفات يافتند تمنا و آرزوى ايشان برنيايد و خواهان آنند كه تعلق به بدن پيدا نمايند و نمىتوان