خرد جاويد نام نهاد جمشيد در آن كتاب گفته كه آنجا كه هوشنگ مىگويد كه عالم نور وراى چرخ و ايوانست « 1 » يكى ايوان يزدان و يكى ايوان جان است اين سخن را درستى نيست زيرا كه برهانى بر او قايم نيست و كشف من ناطق است بهآنكه وراى نطاق ثوابت عدم محض است و گفته چرخ و آنچه در چرخ است همگى بهمنزلهء خدمتكارند شبانروزى بگرد كرهء خاك مىگردند تا از خاك « 2 » و هوا و آب و آتش چندين گونه چيزها پديد مىآيد خرد بر من گواهست بهآنكه پايهء زمين زبونتر است از پايهء خداوند زمين و بر آن راهنما است و چرخ و آنچه در چرخ است لايق پرستش نيست .
و ديگر گفته گيتى همه يك هستى بيش نيست بهترين موجودات آدمى است زيرا كه هر ارادهئى نمايد مىرود و مىآيد و هرطور خواهد مىبندد و مىگشايد مانند ساكنان افلاك مقيد به منزل و كاشانهئى نيستند و انسان را لذات جسميه و عقليه است و از ديدار بهرهمند و از تفرج باغ و بستان خورسند است پادشاه مىتواند كه فى الحال يكى را درويش گرداند و ديگرى را به توانگرى رساند و در آنى چند كس را بقتل رساند و بسيارى را از بند غم آزاد نمايد و اگر اين كارها به افلاك و خداوند وابسته گردد عمرى گذرد آنگاه معلوم نيست چه بظهور آيد پس پايه بلند در هستى انسانست و اگر كسى او را پرستش و عبوديت كند لايق آنست و به غير از انسان اطلاق خداى بهتان « 3 » خبر « أنا احمد بلا ميم » مؤيد مقالست و « انا خالق السموات و الارض » شاهد حال
« أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى »
بجز انسان كه مىتواند گفت و در « انا الحق » به غير انسان كه مىتواند سفت ؟ ! عصا اژدها كردن و مرده زنده نمودن و ماهرا دونيم ساختن و آفتاب را بر گردانيدن كار يزدان و ناقه از سنك بيرون آوردن و نقش و ساده شير كردن و جانوران را به سخن آوردن و بر آسمان رفتن قدرت ايزد سبحانست آخر اينكه گفتهاند يزدان رحيم
هامش
( 1 ) - بستان آنجا كه هوشنگ گويد كه وراى چرخ دو ايوان است
( 2 ) - نسخه : تا از گل و . .
( 3 ) - بستان : يكى از پيروان جمشيد براى من حكايت نمود كه رسول عربى
« من رآنى فقد راى الحق »
ازاينجهت فرمود و « انا احمد بلا ميم » گفت و خليفه او در انا خالق السموات و الارض سفت يكىأَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلىبيان كرد و ديگرى الخ .