گفتار در بيان مذهب غالى بطريق اختصار
پوشيده نماند كه طايفه غالى مذهب صفى از اهل تناسخند اين گروه على مرتضى عليه السّلام را صاحب كرم مىنامند ايشان مىگويند كه معرفت حق سبحانه و تعالى ممكن نيست مگر آنكه از مقام اطلاقيت تنزل نموده به كسوت قيد بيايد و ممثل شده خود را بشناساند و خلق را به خويش عارف گرداند و ممثل شدن امريست ممكن اما واجبست مانند ممثل شدن روح القدس به صورت جوان مستوى مستوىالخلقه بمريم و ممثل شدن جبرئيل به صورت دحيهء كلبى بمحمد عربى ، آن ذات خجسته صفات كه از همه نقايص مبراست و از همه معايب معرا از جهت شفقت از وحدت صرف تنزل كرده هدايت اهل ضلالت مىكند آن ذات مقدس على مرتضى است انا خالق السماوات و الارض دليل مدعا است مصدر كثرت آن نقطهء وحدت گرديد و فرمودهء آن حضرت
انا نقطة تحت باء بسم الله
شاهد مطلب است آخر مرده زنده كردن و تصرف در آسمان و ستارگان كار يزدانست منكران قايلند كه آفتاب را رد كرده و مرده را زنده نموده يوشع و سليمان نيز همانست ، جميع پيغمبران را صاحب كرم فرستاد و كار ايشان را وى تمشيت داد و خبر
يا على جئت مع كل نبى سرا و معى سرا و جهرا
خبر صحيح رسيده است منكران وى را قايلند
قسيم النار و الجنة
مىدانند و قاسمالارزاقش مىخوانند و استاد جبرئيلش مىگويند ، و نيز مىگويند كه هنگام تولد در حين وفات و در حال سؤال نكير و منكر صاحب كرم حاضر است مظهر العجائب و مظهر الغرائب صاحب كرم را مىنامند و كلام اللّه ناطقش مىگويند دانايان از اين سخنان چيز ديگر مىفهمند و معلوم مىكنند و منكران نيز مىگويند اگر خداى عالم از وى اجازت نيافتى بخلقت عالم نشتافتى .
حاصل سخن آنكه هركس به خدائى وى ايمان نيارد ذرهئى ايمان ندارد منكران نيز مىگويند كه هركه محبت صاحب كرم در دلش نيست آنكس از دين و ايمان برى است نزد دانايان اين هر دو سخن يكيست
بيت :
جز اسد اللّه در اين بيشه نيست * غير على هيچ در انديشه نيست