در نسب كردان اختلاف بسيار است بعضى از مورخان آوردهاند كه چون بر دوش ضحاك تازى دو مار ظهور كرد ابليس به صورت طبيبى به خدمت ضحاك رفته به زبان آورد كه علاج اين درد منحصر است به مغز سر آدمى و ضحاك بنا بر اشارهء ابليس روزى دو نفر كشته مغز كله آنها را بر آن موضع ماليدى و از آن تسكين الم كردى بعد از چندگاه طباخ روزى يك نفر كشته و يكى ديگر دو بز داده آزاد گردانيدى و گفتى كه در كوهسار و كهوف بسر بريد و از ظلم و جور ضحاك برهيد اصل كردان از آن جماعتست .
برخى گويند كه
الاكراد طايفة من الجن كشف الله عنهم الغطا
يعنى كردان طايفهيىاند از جنيان كه برداشت حقتعالى از ايشان پرده را .
در شرفنامه مسطور است كه سليمان بن داود چهارصد دختر باكره از اهل مشرق طلبيد چون ايشان بموجب فرمان بدان ولايت رسيدند گروهى از ديوان با ايشان فساد كردند چون اين خبر بسمع حضرت سليمان رسيد دختران را بديوان داد و نژاد كردان از ديوانست .
طوايف كرد چهار است و لغات و عادات ايشان مغاير يكديگر است اول كرماج دويم لر سيم گلهر چهارم كوران هريك از اين طايفه منشعب است به چندين شعبه فرقه زند و لك و به لباس و گروس و فيلى و لولو از طايفه كردانند « 1 » اگرچه مسكن كرد ولايت مذكوره است اما منشعبات ايشان در ولايت ارمنيه كبرى و ارمنيه صغرى و شامات و ديار بكر و ربيعه و عراقين و فارس و خراسان سكونت دارند گروه انبوه و قوم مكروه و طايفه بيشمارند عموما جماعت دلاور و زمرهء متهور و قطاع الطريق و خونريزند از فتنه و فساد و غدر و عناد نپرهيزند و از فضائل و كمالات انسانى دور و از مكارم و معارف نفسانى نفورند اكثر ايشان به پيروى شيخ عدىّاند و او از خلفاى بنى اميه بود قبرش در كوه لاش من اعمال موصل است .
كرمانشاهان
آن شهر در اقليم چهارم اتفاق افتاده طرف جنوبى وى گرفته ساير اطرافش
هامش
( 1 ) - در اين كتاب و مخصوصا در بستان بسيارى از « طايفه لر » داخل طايفه « كرد » گشته