فىالجمله گشاده است ، آبش ناگوار و هوايش ناسازگار ، ميوهاش فراوان و غلهاش ارزان ، آنجا را بهرام بن شاپور ذو الاكتاف ساخت و نوشيروان عادل دكهئى پرداخت صد گز در صد گز كه خاقان چين و راى هند و قيصر روم را در آن دكه حاضر نموده جشنى عالى ساخت ، قديم الزمان شهرى وسط بوده بمرور ازمنه رو به خرابى نموده اكنون بسبب شاهزاده بهغايت معمور و انواع نعمت در آن موفور است .
مشتملست بر قرب دوازده هزار خانه آباد و باغات نزهت بنياد ، مردمش سفيد چهره و از متاع حسن بابهرهاند همگى شيعهمذهب اما رند مشربند « 1 » اكنون كه سنه هزار و دويست و سى و هفت هجريست تخمينا ربع شهر را سيلاب خراب گردانيد و مردمانش را به گرداب فنا رسانيد .
ذكر بعضى از معاريف آن ديار
ابو اسحاق ابراهيم بن شيبان قدس سره
سر حلقه اهل عرفان بوده و در زهد و تقوى و ورع مقامات ارجمند تحصيل فرموده و دست ارادت بشيخ ابو عبد اللّه مغربى داده و با ابراهيم خواص چندى بسر آورده ، شيخ كردستان و جبال او بوده است .
از عبد اللّه مغربى پرسيدند كه در حق ابراهيم چه مىگوئى فرمود هو حجة الفقراء و اهل الآداب و المعاملات .
وى گفته است كه هركس حرمت مشايخ نگاه ندارد و خدمت ايشان بجاى نيارد به دعويهاى دروغ گرفتار شود و به گزافهاى بىفروغ فضيحت گردد - و هم وى گفته است كه پدر مرا وصيت كرد كه علم بياموز از براى آداب ظاهر و ورع را پيشه كن براى آداب باطن و دورباش از آنكه تو را از حقتعالى دور گرداند و روى بدنياى فانى آورد - وفات جناب شيخ در سنه سيصد و سى و هفت در خلافت فضل بن مقتدر باللّه روى نمود .
هامش
( 1 ) - بستان : مردمش اغلب شيعى مذهب و عموما متقلب و حيلهگر و در فساد و افساد بر اكثر مفسدان سردفتر