تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 824

مساهمون:

ص٨٢٤
گفت در عالم رؤيا مشاهده نمودم كه آتشى از صلب من بيرون آمده سه قسمت شده بعضى از ممالك جهان را مشاهده بر اكثر مملكت ايران پرتو انداخت مردم نزد آن آتش تضرع و تخشع مىنمودند و زبان عجز و زارى پيش آن نار مىگشودند منجم گفت سه پسر تو به مرتبه بلند و درجه ارجمند شاهى خواهند رسيد بويه از اين سخن بخنديد و اشاره به فرزندان خود على و حسن و احمد كرده گفت اولاد من اينهايند آيا بكدام استعداد به سلطنت خواهند رسيد و بكدام وسيله به دولت فايض خواهند گرديد منجم در آن باب مبالغه نموده زايجه فرزندانش را طلب نمود بويه تاريخ مولود اولاد به او داد منجم بعد از تأمل بسيار اول دست على مهتر فرزندان بويه را بوسه داد و گفت اين دولتمند به سلطنت رسد آنگاه آن دو سعادتمند ديگر از آن هنگام سوداى حكومت در خيال آل بويه جاى كرد

عماد الدوله على بن بويه ديلمى

على بن بويه در زمان حكومت بعماد الدوله موسوم بود در اول حال ملازمت مرداويج اختيار نمود . در تاريخ مسطور است كه مرداويج چند نفر از سرهنگان را ايالت داد و هريك را بولايت عراق فرستاد گوهردرد را بعلى بن بويه نامزد نموده و او را نيز بدان صوب روانه فرمود چون على بولايت رى رسيد و به خدمت وشمگير مفتخر گرديد خواست كه باقطاع خويش روانه شود جهت بعضى ضروريات استر سرخى داشت در معرض بيع درآورده حسين عميد وزير وشمگير او را به دويست دينار سرخ خريدارى كرد و قيمت آن را نزد على فرستاد على ده دينار از آن وجه گرفته باقى را با تحفهء لايق بحسين بازداد قضا را مرداويج از تفويض عمل على پشيمان گشته و دو كلمه به توفيق‌على و سرهنگان ديگر به برادر نوشت وقت نماز شام آن نوشته به نظر حسين رسيد كس نزد على فرستاد او را اعلام گردانيد و در باب رفتن مبالغه نمود صباح كه وشمگير مطالعه حكم برادر فرمود رفقاى على را نگاهداشت و خواست از عقب على كس فرستد حسين نگذاشت على چون به مقصد رسيد حسن سلوك و عدل و داد پيش گرفت لاجرم كار على انجام پذيرفت نخست اقارب و عشاير را تسخير نموده و از آنجا در سنه
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 824 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى