هشتم آنكه باركان دولت و اعيان حضرت خويش كمال مرافقت و مصادقت مرعى دارد و از مراسم اشفاق و اخلاق نسبت بر امناى دولت و عظماى مملكت به هيچگونه فرونمىگذارد ، ديگر با آنكه با امناء و كبراء دولت مشورت مىنمايد و در آن امر نيز نظر دقت مىگشايد بر راى خوديش آرايش معلوم است كه هر امرى را در مشورت نبايد انداخت و هركسى را طرف مشورت نشايد ساخت ، ديگر آنكه نوكران قديم و ملازمان جديد در نظر كيميا اثرش يكسانست هر ملازمى كه در مراسم جاننثارى و خدمتگزارى بيش است ملازم قديم آنست .
نهم آنكه هر هفته روزى را معين و مقرر نموده بار عام مىدهد و جمهور رعايا و برايا را مىخواند و بنفس نفيس خويش بعرض همه رسيده داد مىدهد و داد مىستاند تا سخن مدعيان را تحقيق نفرمايد حكم بر اجراى آن امر نمىنمايد در تفحص و تجسس مدعى و مدعى عليه كوشد و ادنى رعيت را به عامل اصفهانى نفروشد رشوت از كسان نمىگيرد و هديه بىموقع نمىپذيرد .
دهم آنكه باج و خراج بر ممالك دور و نزديك مقرر نموده از قرار خمس و ثمن و عشر معين فرموده است آنچه از باران سقى شده خمس مىستاند و آنچه از انهار و اشجار ميوهدار است ثمن مقرر كرده و آنچه از آب كاريز و قنوات سقى مىگردد عشر معين فرموده است و چون معلوم شده كه اهل هر كشور بلكه هريك از نوع بشر ميلى به چيزى دارند و در هنرى معين ترقى مىكنند لاجرم به مقتضاى هر ولايتى امر مىفرمايد و هركسى را به نوعى تربيت مىنمايد مثلا كسى كه دفترى است وى را لشگرى نسازد و كسى كه در معقولات منظور است او را در محسوسات مجبور نگرداند .
يازدهم آنكه در سياست مملكت جد تمام و جهد لا كلام دارد و هركس خلاف خصايل عمل آرد موافق قانون عقل و شرع او را بموقف سياست حاضر مىگرداند از آن جمله جهت صلاح مملكت دزد و قطاع الطريق را بقتل مىرساند ، و چون شرب خمر و استعمال قمار قليل آن باعث كثرت عداوت و اختلال در امر معيشت است اگرچه در نظر مردم ايران ارتكاب بر اين دو چيز امر جزئيست اما در تحت آن فتنههاى
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 821
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٨٢١